ستاره طارق

ستاره طارق

 

در احاديث و روايات عصر ظهور، ديده شدن ستاره‌اي دنباله‌دار در آسمان، مکرّر ذکر شده است. ظهور اين ستارة دنباله‌دار در اديان ديگر نيز آمده و نشانه‌اي براي آخرالزّمان است.

در روايات اسلامي نيز چندين بار از اين ستارة دنباله‌دار سخن به ميان آمده و پيامبر اسلام(ص) نيز مفصّل دربارة آن در حديثي طولاني و وصفياتي را نموده‌اند که نشان مي‌دهد موضوع از اهمّيتي خاص برخوردار است.

از نعيم بن حماد در کتاب (الفتن) آمده است:

پيامبر(ص) فرمود: (هرگاه در ماه رمضان صداي صيحه بلند شد پس در شوّال جنگ آغاز مي‌گردد.) گفتيم: اي رسول خدا، صداي بلند چيست؟ فرمود: (صداي شديد فرو افتادن چيزي است در ماه رمضان، در شب جمعه‌اي، در سالي پر از زلزله‌ها که خوابيده را بيدار مي‌کند، ايستاده را مي‌نشاند و دختران جوان را از سراپرده‌هايشان بيرون مي‌آورد. بنابراين،

هرگاه نماز صبح روز جمعه را خوانديد، داخل خانه‌هايتان شويد، درها و روزنه‌ها را ببنديد، خود را بپوشانيد و گوش‌هايتان را بگيريد. هرگاه آن بانگ بلند را احساس کرديد، براي خدا به سجده در افتيد و بگوييد: (سُبحان القدّوس، سُبحان القدّوس، ربّنا القدّوس). زيرا هر کس چنين کند، نجات مي‌يابد و هر کس چنين نکند، نابود مي‌شود.1 (اين روايت از ابن مسعود هم نقل شده است.)

در روايتي ديگر از امام باقر(ع) آمده است:

(هرگاه عبّاسي به خراسان رسد، ستارة دنباله‌دار در مشرق طلوع مي‏کند. نخستين بار که طلوع کرد، براي نابودي قوم نوح بود، هنگامي که خدا غرقشان کرد. [دومين بار] در زمان ابراهيم(ع)، آنگاه که او را در آتش افکندند و زماني که خداوند فرعون و همراهانش را نابود ساخت و [سومين بار] هنگامي که يحيي پسر زکريّا کشته شد، طلوع کرد. پس هرگاه آن را ديديد، از شرّ فتنه‏ها به خدا پناه بريد. طلوع اين ستاره پس از گرفتن خورشيد و ماه خواهد بود. سپس [بني‏ عبّاس] درنگ نمي‏کنند (دوام نمي‌آورند) [جز زماني کوتاه]، تا آنکه اَبْقَع در مصر آشکار شود.2

در روايتي ديگر آمده است:

(از علايم نزديکي ظهور: … طلوع ستاره‌اي درخشان در سمت مشرق است که همچون ماه مي‌درخشد سپس دو جانب آن خم گردد به طوري که گويي دو جانب آن مي‌خواهند به همديگر متّصل شوند. [سپس] پديد آمدن سرخي در آسمان [است] که در فضا پراکنده گردد.)3

ابو امامه نيز نقل کرده است:

رسول خدا(ص) فرمود: (… هرگاه شب نيمة رمضان شب جمعه باشد، از آسمان صدايي خواهد بود که بر اثر آن هفتاد هزار نفر بيهوش، هفتاد هزار نفر گنگ و هفتاد هزار دوشيزه، پرده‌هاشان شکافته مي‌شود!) گفتند: اي رسول خدا، پس چه کسي سالم مي‌ماند؟ فرمود: (کسي که در خانه‌اش بماند و به سجده پناه بَرَد و بلند تکبير بگويد.)4

گفتني است، حادثة يادشده، در روز جمعة نيمة رمضان سال پيش از ظهور، تقريباً هنگام طلوع خورشيد يا کمي پس از آن، به وقت عربستان سعودي، رخ مي‌دهد. البتّه چنين به نظر مي‌رسد، اقدامات احتياطي که پيامبر اسلام(ص) به آنها اشاره فرموده است، بيشتر متوجّه مردم مشرق زمين، خصوصاً ساکنان (خاورميانه)، مي‌شود.

شيخ مفيد(ره) آورده است:

هرگاه ستاره‌اي سرخ را ديدي که آن را نمي‌شناسي و در مسيرحرکت ستارگان قرار ندارد و در آسمان از جايي به جايي ديگر مي‌رود و مانند ستون است، در حالي که ستون نيست، پس بي‌گمان، چنين چيزي نشانة جنگ، بلا، کشته شدن بزرگان، زياد شدن شرور و اندوه‌ها و آشوب در ميان مردم است.5

امام باقر(ع) فرمود:

(پيش از اين امر (ظهور قائم)، گرفتن ماه پنج روز مانده به پايان ماه رمضان و گرفتن خورشيد در پانزدهمين روز آن رخ خواهد داد و در اين هنگام، محاسبة منجّمان به هم مي‌خورد.)6

در خبري ديگر از کعب الاحبار، مي‌خوانيم:

نابودي بني عبّاس هنگام آشکارشدن ستاره‌اي در دل آسمان و صداي شديد فرو افتادن چيزي از آسمان و شکافته‌شدني است. همة اينها در ماه رمضان خواهد بود. سرخي ميان پنجم تا بيستم رمضان است و صداي شديد فرو افتادن چيزي از آسمان در نيمه تا بيستم ماه مي‌باشد و شکافته ‌شدن از بيستم تا بيست و چهارم خواهد بود و ستاره‌اي ديده مي‌شود که مانند ماه نورافشاني مي‌کند و سپس چونان مار در هم مي‌پيچد تا جايي که نزديک است دو سر آن به هم برسند و دو لرزش در شبِ پديدآمدنِ دو فرورفتن خواهد بود و ستاره‌اي که شهابي به وسيلة او پرتاب مي‌شود و از آسمان فرو مي‌افتد؛ با آن صدايي شديد است تا آنکه در مشرق مي‌افتد و مردم از آن دچار بلايي سخت مي‌شوند. 7

ابن مسعود مي‌گويد:

در ماه صفر نشانه‌اي خواهد بود و ستاره‌اي دنباله‌دار آشکار مي‌گردد. 8

از امام علي(ع) دربارة تفسير (طارق) (رونده در شب) پرسيده شد، فرمود:

(آن، زيباترين ستاره در آسمان است، در حالي که مردم نمي شناسندش…)9

باز هم در (قرآن کريم) مي‌خوانيم:

(منتظر روزي باش که آسمان دودي آشکار را پديد آورد، اين دود که مردم را فرا مي‌گيرد، عذابي دردناک است.)10

امام باقر(ع) فرمود:

(پيش از قيام قائم (ع) مردم به وسيلة آتشي که در آسمان آشکار مي‌شود و سرخي‌اي که آن را فرا مي‌گيرد، از گناهانشان بازداشته مي‌شوند.)11

بررسي روايات نشان مي‌دهد که طلوع ستاره‌اي سرخ رنگ و سقوط شهاب سنگ يا ستارة دنباله‌دار که موجب خسف در زمين نيز مي‌گردد، از علايمي است که به نزديکي ظهور دلالت دارد. احتمال دارد اين دو يکي باشند يا دو موضوع جدا از هم که سعي داريم با توجّه به يافته‌هاي علمي دانشمندان و سايت‌هاي علمي به آن بپردازيم.

برخورد شهاب سنگي بزرگ با زمين در روايات آخرالزّمان اديان ديگر هم آمده و اين فرضيه به حدّي قوي است که بر اساس آن، فيلم‌هاي متعدّدي هم ساخته‌اند و آن را نشانة پايان حيات کنوني بر روي زمين و شروع عصري جديد مي‌دانند و زمان آن را سال 2012م. اعلام کرده‌اند.

در روايات اسلامي و قرآن کريم نيز به صراحت از آخرالزّمان و برخورد ستارگان با يکديگر و تيره شدن خورشيد و به هم خوردن نظم سيّارات و زلزله‌هاي شديد و آتشفشان به عنوان دلايلي براي نزديکي قيامت ياد شده است، امّا بر اساس روايات در هنگام ظهور و قبل ازآن نيز از برخورد دنباله‌داري به زمين ياد شده که موجب کشته شدن عدّة زيادي مي‌گردد ولي پايان جهان نيست و ضمن اينکه تاريخي براي آن تعيين نشده است.

در قرآن کريم سوره‌اي به نام طارق وجود دارد که به همين دليل نام مقاله را از نام اين سوره گرفته‌ايم. در اين سوره به طارق قسم ياد شده و آن را ستارة ثاقب لقب داده‌اند. در تفسير اين سوره آمده است که: طارق همان ستارة دنباله‌داري است که در آخرالزّمان به زمين نزديک مي‌شود و با زمين برخورد مي‌کند. منظور از طارق، رونده در شب يا کوبندة شب است، که در قرآن کريم به آن قسم ياد شده و ستارة درخشاني است که نور آن بسيار با نفوذ و زيباست. ثاقب به معناي فرو رونده و نفوذ کننده است. ظهور اين ستاره دليلي بر نزديکي آخرالزّمان بوده و در انتهاي سوره نيز به کافران هشدار داده شده است. اين سوره، يکي از معجزات علمي قرآن است. قرن‌ها طول کشيد تا اينکه دانشمندان دريابند اوّلين نشانه‌هاي حيات بر روي زمين با سقوط شهاب سنگ‌ها ظاهر شده و دانشمندان معتقدند شهاب‌هايي که از فضا مي‌آيند با خود، آب، دي اکسيد کربن، منواکسيد کربن، واحدهاي آمونياک و گازهاي يونيزه را وارد جوّ زمين مي‌کنند و در اثر تغييرات جوّي بارندگي آغاز مي‌گردد و زمين رويش آغاز مي‌کند و اين موضوع به وضوح درآيات 5ـ7 دربارة خلقت انسان و در آيات 11ـ12 به پيدايش حيات در روي زمين و بارش باران از آسمان و شکافته شدن زمين و رويش گياهان اشاره مي‌کند. در حالي که تا چند دهة قبل دانشمندان از اين راز بي‌اطّلاع بودند. در آخرين آية اين سوره به نزديکي عذاب کافران و بي اثر بودن کيد آنان در مقابل آيات و نشانه‌هاي خداوند و مهلتي که به کافران داده شده، تأکيد مي‌کند.

 

آيا طارق يکي از پنج صيحه است؟

 

اگر در متن روايات دقّت کنيم، مي‌بينيم که به چرخش اين ستارة دنباله‌دار در فواصل معيّن زماني اشاره شده و از جمله، حوادث مقارن با آن، طوفان و هلاکت قوم نوح(ع) و سپس هلاکت قوم ابراهيم(ع) (همانطور که مي‌دانيد قوم لوط(ع) در زمان حضرت ابراهيم(ع) مي‌زيسته و حضرت لوط(ع) همان آيين ابراهيمي را در اين قوم ترويج مي‌نموده که با افزايش گناهان و اصرار بر آن، اين قوم با يک صيحه هلاک شده‌اند.) و بار ديگر اين ستارة دنباله‌دار در زمان حضرت موسي(ع) و نابودي قوم فرعون ظاهر شده و آخرين بار طبق اين روايت در زمان شهادت حضرت يحيي(ع) بوده است. بنابراين مي‌توان گفت که اين ستاره در فواصل زماني مختلف از نزديکي زمين عبور و باعث پيدايش حوادثي در زمين مي‌گردد. از جمله اين حوادث زلزله، آتشفشان، بارندگي‌هاي شديد و سيل است که در نهايت منجر به مرگ عدّة زيادي از مردم خواهد شد و تأکيد بر اين است که آزمايشي براي مؤمنان و عذابي براي کافران است و در قرآن از آن با نام صيحه ياد شده و در روايات بالا نيز به آن صيحه اطلاق شده است.

بنابراين نتيجه مي‌گيريم که طارق، ستارة دنباله‌داري است که طلوع آن عذابي براي کافران و بشارتي براي منتظران و مؤمنان بوده و از آن به صيحه تعبير شده است.

 

هنگام شنيدن صيحه چه کار بايد کرد؟

 

چنان که از روايات استنباط مي‌شود اين صيحه با صيحة جبرئيل امين که در شب 23 ماه مبارک رمضانِ سال ظهور است، فرق دارد و يک هفته قبل از آن مي‌باشد و همان صداي عبور ستارة دنباله‌دار (طارق) است و يک هفته پس از آن صيحة جبرئيل از آسمان و به دنبال آن نداي شيطان از زمين خواهد بود.

اين صيحه همراه با سقوط قسمتي از اين ستارة دنباله‌دار در مشرق زمين است. زمان سقوط قسمتي از اين ستاره در وقت طلوع آفتاب در روز جمعة نيمة ماه مبارک رمضان است، به طوري که خواب را بيدار مي‌کند، بيدار را به ترس و وحشت مي‌افکند و زنان را از سراپرده بيرون مي‌آورد و صداي آن به حدّي بلند و شديد است که همة مردم آن را مي‌شنوند پس از اين، علايم ديگر آشکار مي‌گردد. در ماه شوّال آشوب و همهمه شروع مي‌شود و در ماه ذي قعده

کوس جنگ نواخته مي‌شود و در ذي حجّه سرگرداني مردم و اندوختن موادّ غذايي و سفر به مناطق ديگر است و جنگ و خونريزي در (حجاز) و غارت حجّاج.

در سقوط بخشي از اين ستاره، عدّة زيادي کشته شده و عدّة زيادي کر، گنگ و کور مي‌گردند. در روايت رسيده از رسول خدا(ص)، از ايشان سؤال مي‌شود که در آن زمان ما را به چه امر مي‌فرماييد؟ و حضرت پاسخ مي‌دهند: (صدقه بدهيد و بر شماست نماز، تسبيح، تکبير و قرائت قرآن در آن هنگام.) سپس پرسيده مي‌شود که چه علامتي براي آن است که ( صيحه) وقت ديگري از سال نباشد؟

و حضرت مي‌فرمايند: (اگر نيمة ماه مبارک رمضان گذشت و اين اتّفاق نيفتاد، در آن سال ايمن هستيد.)

در روايت ديگري تأکيد شده که اين واقعه در شب جمعه در سالي که پر از زلزله و سرماست، اتّفاق مي‌افتد.

 

به هنگام طلوع اين ستاره و سقوط بخشي از آن در شرق چه کار بايد کرد؟

 

در اينجا پيامبر(ص) توصيه مي‌فرمايند که براي ايمني از اين واقعه، به منزل برويد و تمام درها و پنجره‌ها را محکم ببنديد و لباس ضخيم بپوشيد يا خود را با پارچه يا پوشش ضخيمي بپوشانيد و گوش‌هاي خود را محکم بگيريد (ببنديد) و به تسبيح، نماز جماعت و سجدة طولاني مشغول گرديد.

 

پرسشي که مطرح مي‌شود اين است که آيا اين نکات اشاره به وقوع جنگ يا حمله با بمب اتمي ندارد؟

 

در پاسخ اين پرسش بايد گفت: خير، زيرا اگر از سلاح اتمي استفاده گردد، هيچ يک از امور فوق جان ما را حفظ نخواهد کرد.

 

پرسش ديگر اينکه آيا ممکن است اين صيحه همان صوت جبرئيل(ع) باشد؟

 

در پاسخ بايد گفت : خير، چگونه است که پيامبر اسلام(ص) در هنگامي که جبرئيل ما را به ندايي مهم فرا مي‌خواند، توصيه کند که گوش خود را بگيريم و در منزل پنهان شويم؛ در حالي که گفته شده نداي جبرئيل امين را همة مردم روي زمين مي‌شنوند. ان‌شاءالله

در اين روايت همچنين آمده: زماني که احساس کرديد صيحه نزديک مي‌شود، سجده کنيد و بگوييد: (سبحان القدّوس) و عبارت (احساس کرديد) اهمّيت زيادي در درک روايت دارد و نشان مي‌دهد که اين صيحه تدريجي حس و شنيده مي‌شود و فوراً شنيده نمي‌شود. به عبارت ديگر، اين صوت از مکاني دور شنيده شده و سپس به تدريج بلندتر شده و به ما نزديک مي‌شود، به طوري که ما نزديک شدن آن را، قبل از آنکه بر ما تأثير بگذارد، حس مي‌کنيم. به همين دليل است که گفته شده هنگامي که (احساس کرديد). اگر صوت ناگهاني بود، نيازي به انذار و هشدار نداشت. پس اين صدا، صوت جبرئيل امين نمي‌تواند باشد. هنگامي که جبرئيل(ع) ندا مي‌دهد، منظور همان صيحة شب 23 ماه رمضان است و همة کساني که خداوند اراده نمايد، صداي او را در يک زمان خواهند شنيد و صداي او تدريجي نخواهد بود.

بنابراين بدون شک اين صوت، صداي ستارة دنباله‌دار (طارق) است و همان طور که گفته شد، بخشي از آن در مشرق سقوط مي‌کند و نتايجي نيز به همراه دارد: آب‌ها را آلوده مي‌سازد، عدّة زيادي از قحطي و گرسنگي خواهند مُرد و صداي آن بسيار شديد و تدريجي است و ناگهاني نخواهد بود. البتّه براي کساني که از آن آگاه باشند و در آن زمان بيدار بوده و به نماز صبح مشغول باشند. اين صدا موجب ترس شديد در بين مردم خواهد شد و زمين را با امواج الکترو مغناطيسي شديد پر خواهد کرد. امواج صوتي حاصل از عبور اين ستاره، ما فوق

درجة شنيداري انسان است، همانند شکسته شدن ديوار صوتي در هنگام عبور هواپيماهاي سريع السّير

و سوپر سونيک (يا سقوط بمب يا موشک يا صفير خمپاره براي کساني که تجربة جبهه را دارند). اين امواج براي بدن ضرر دارد و از پوست و گوشت عبور مي‌کند و براي همين گفته شده که به داخلي‌ترين قسمت منزل برويد و گوش خود را بگيريد و با لباسي ضخيم خود را بپوشانيد تا از امواج صوتي آن در امان بمانيد. زيرا ممکن است پردة گوش پاره و در اثر شدّت امواج، انسان دچار خونريزي مغزي گردد.

خداوند در قرآن کريم خطاب به پيامبر اسلام(ص) مي‌فرمايد: (لَقَدْ جَاءكُمْ رَسُولٌ مِّنْ أَنفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُم بِالْمُؤْمِنِينَ رَؤُوفٌ رَّحِيمٌ؛12

قطعاً براي شما پيامبري از خودتان آمد كه بر او دشوار است شما در رنج بيفتيد به [هدايت] شما حريص و نسبت به مؤمنان دلسوز مهربان است.)

ببينيد که چقدر پيامبر و ائمة اطهار(ع) نسبت به شيعيانشان مهربان و رئوف بوده و به آنها عنايت خاص داشته‌اند.

 

چرا بايد در اين حالت سجده کنيم؟

 

چرا در زمان وقوع زلزله، رعد و برق شديد، کسوف، خسوف يا ترس از وقايع طبيعي هولناک، نماز آيات بر ما واجب مي‌شود؟

علّت نماز و سجده چيست؟ مي‌فرمايند: وقتي صداي صيحه را حس کرديد، سجده کرده و ذکر (سبحان القدّوس سبحان القدّوس ربنّا القدّوس) را بگوييد. مي‌دانيم که بهترين و زيباترين حالت انسان در نزد پروردگار جهانيان، سجده است؛ امّا سجده چه ارتباطي با عبور ستارة دنباله‌دار دارد؟

حالت سجده، بهترين حالت براي جلوگيري از بيهوشي و مرگ در موقع خوف شديد است و اين امر اثبات شده است. در هنگام خوف شديد تغييراتي در جسم انسان صورت مي‌گيرد، مثل: عرق کردن، لرزش بدن و تغييراتي نيز در باطن جسم صورت مي‌گيرد که عبارت است از: ترشّح هورمون‌هاي مختلف، از جمله آدرنالين، که موجب بسته شدن رگ‌هاي خوني و جريان خون در بدن مي‌شود و خصوصاً در مناطق بالاتر بدن مثل سر، موجب مي‌شود خون به مغز نرسد. ميزان هورمون بستگي به ميزان ترس و خوف دارد و در حالت ترس شديد، به طور کلّي مانع رسيدن خون به مغز شده که در نتيجه احساس سرگيجه و سپس بيهوشي و در نهايت سکتة مغزي و اغماء و مرگ خواهد شد. اگر انسان در اين وضعيّت در حالت سجده باشد، مغز پايين‌تر از سطح قلب قرار خواهد گرفت و همين طور ساير اعضاي بدن در حالت ارتفاع کمتر از قلب قرار گرفته و خون با فشار بيشتر به همة اعضاي بدن و از جمله مغز مي‌رسد و چون سر پايين‌تر از اعضاي بدن قرار دارد، خون با فشار به مغز مي‌رسد و مانع از بسته شدن رگ‌هاي مغز در اثر تنگي عروق خواهد شد و در نهايت مانع از بيهوشي و اغماء و مرگ مغزي مي‌گردد. بنابراين تنها راه مصونيت در حالت ترس شديد، سجده است و اين نماز و سجده تنها از سنّت‌هاي اسلامي و از معجزات پيامبر اعظم(ص) است. ضمن اينکه ياد خدا و تمرکز بر ذکر، موجب آرامش انسان مي‌گردد؛ (الا بذکر الله تطمئنّ القلوب) و از ترشّح هورمون‌هاي اضافي در بدن جلوگيري مي‌کند و جريان خون را به حالت عادّي باز مي‌گرداند. هنگام سجده همچنين بارهاي الکترو مغناطيسي جمع شده در بدن، دفع مي‌گردد.

همان طور که ذکر شد، نزديک شدن ستارة دنباله‌دار با شدّت و سرعتي زياد، امواج الکترومغناطيسي زيادي را توليد مي‌کند که حالت سجده به دفع اين امواج به زمين و تخلية جسم از آن کمک مي‌کند. شدّت اين امواج به حدّي است که همة دستگاه‌هاي الکتريکي و کامپيوتري را از کار مي‌اندازد.

در حالت عادّي، روزانه ما مقداري از اين امواج الکترومغناطيس را از محيط دريافت مي‌کنيم که بر سلول‌هاي جسم تأثير گذاشته و موجب سردرد و بيماري‌هاي ديگر مي‌گردد. تخلية اين امواج از بدن تنها با سجده بر روي زمين ممکن است و آن هم به طريق صحيح و تماس هفت نقطة بدن با زمين. به همين دليل گفته شده، در هنگام صيحه که بيشترين امواج الکترو مغناطيس وارد فضا مي‌شود، سجده کنيد و اين سجده بايد تا زمان دور شدن اين ستارة دنباله‌دار ادامه داشته باشد، زيرا تنها راه مصون ماندن از امواج شديد الکترو مغناطيس و دوري از تأثير منفي آن بر اندام‌ها و جسم انسان است.

نکتة ديگر اين است که در حالت سجده، انسان رو به قبله است و در اين حالت، مدارهاي مغناطيسي زمين با جسم هماهنگ شده و احساس آرامش همراه با تنظيم جريان خون در بدن اتّفاق مي‌افتد و در تنظيم ضربان قلب مؤثّر است.

فوايد ذکر (سبحان القدّوس، سبحان القدّوس ربنّا القدّوس)

در فوايد ذکر اسماء الهي و در ذيل ذکر (القدّوس) آمده است که کسي که اين ذکر را بگويد، در هنگام اداي اين ذکر، احساس مي‌کند که اعضاء و جوارحش تمايلي به گناه ندارند و در مي‌يابد که چشمانش از نگاه حرام کراهت داشته و گوشش از شنيدن آنچه مورد غضب خدا است، روي مي‌گرداند؛ زيرا اين ذکر، تأثير آشکار بر جوارح و اعضاي انسان دارد و هر کس که مي‌خواهد از بندگي شيطان و معصيت رها گردد، اين ذکر را ورد زبان خود سازد، بدين ترتيب خدا وسوسة شيطان را از او دور مي‌گرداند و اين ذکر مجرّب است.

گفتن ذکر (القدّوس) 150 بار در هنگام زوال، موجب نوراني شدن قلب و ايمن شدن از وسوسه‌هاي شيطان مي‌گردد.

سپس گفته شده است، در هنگام آشكار شدن ستارة طارق ذکر (سبحان القدّوس سبحان القدّوس ربنّا القدّوس) را تکرار کنيد. تسبيح و ذکر، غذاي روح و ماية آرامش انسان در هنگام خوف شديد است. تسبيح، غذا و دواي مؤمن است و تنها غذاي جسم در هنگام سجده و نماز است همان طور که گفته شده، تسبيح، غذاي فرشتگان در آسمان‌هاست. تسبيح موجب تقويت جسم است و همان طور که پيامبر اکرم(ص) به حضرت فاطمه(س)، هنگامي که از ضعف جسمي و خستگي در انجام امور منزل شکايت کردند، فرمودند: (بهترين خدمتکار و کمک براي تو را معرفي کنم ؟ وقتي به رختخواب مي‌روي 33 بار سبحان الله و 33 بار الحمد لله و 34 بار الله اکبر بگو.)

علما بر اين نکته اتّفاق نظر دارند که تسبيح موجب تقويت جسم و تقويت قدرت تحمّل جسم هنگام خوف و حوادث شديد مي‌شود. حتّي در ماه مبارک رمضان نيز وقتي ضعف روزه بر جسم غلبه پيدا مي‌کند، ذکر و ياد خدا و نماز و تلاوت قرآن نشاط خاصّي به انسان مي‌دهد.

در روايتي ديگر از پيامبر اسلام(ص) داريم که مي‌فرمايند: (در سه سال قحطي و گرسنگي هنگام خروج دجّال، طعام و غذاي شما تسبيح و تقديس است و اين مؤمنان را کفايت مي‌کند از غذا و آب و در آن روز تکبير و تسبيح و تحميد به جاي غذا، خواهد بود.)

امّا اينکه بر اين موضوع تأکيد شده که نماز صبح را در مسجد و به جماعت بخوانند، علّت آن مصون ماندن از وسوسه‌هاي شيطان است، زيرا در جماعت، انسان اعتماد به نفس بيشتري داشته و شيطان بر او مسلّط نمي‌شود و در حالت ترس و خوف شديد شيطان بر انسان مسلّط مي‌گردد؛ بنابراين توصيه شده که نماز را به جماعت و در مسجد برگزار کنيد و همين اتّحاد در جماعت، ايمان را در دل‌ها محکم کرده و اعتماد به نفس داده و از شدّت خوف و ترس انسان مي‌کاهد. در نهايت چنانچه عمر انسان به آخر رسيده باشد، بهترين حالت لقاي پروردگار، سجده است و در ادعيه آمده است که: (خدايا مرگ ما را در نماز و سجده قرار بده) و سجده برترين و زيباترين حالت عبوديّت انسان و خضوع و خشوع او به درگاه حق است.

بنابراين مي‌بينيم که در روايت تأکيد شده که اگر هر کسي اين کارها را در موقع شنيدن صيحه انجام بدهد، مصون مي‌ماند و در غير اين صورت هلاک خواهد شد.

با توجّه به اينکه نحوة مصون ماندن از ستارة (طارق) تنها در روايات و احاديث اسلامي و شيعي آمده است، احتمال زيادي دارد که اين واقعة عظيم و صيحة شديد، بسياري از کافران را نابود گرداند يا دچار عوارض بعدي گردند، همان طور که در روايت شريف ذکر شده است.

در حديثي ديگر از معصوم آمده که فرمودند: (در آخرالزّمان دو سوم مردم روي زمين از بين مي‌روند و تنها يک سوم باقي مي‌مانند)، عرض شد: تکليف مسلمانان چه مي‌شود؟ فرمودند: (آيا دوست نداريد يک سوم باقيمانده باشيد؟)

اين روايات و احاديث نشان مي‌دهد که اطّلاع و آگاهي مسلمانان و اشتياق شيعيان منتظر، از اين احاديث و روايات و به خاطر سپردن آن و عمل به آن مانع از تلفات زياد در بين آنها شده و آنها را از بلاها و فتنه‌هاي آخرالزّمان مصون نگه مي‌دارد.

شايد اين سؤال براي شما پيش بيايد که آيا ستارة طارق همان سيّارة (ايکس) يا (نيبيرو) يا (آپوفيس) است که دانشمندان علوم فضايي آن را رصد کرده و احتمال برخورد آن را با زمين داده‌اند؟ و اگر چنين است، آيا با محاسبات مي‌توان تاريخ ظهور را تعيين کرد و از برخورد آن با زمين جلوگيري کرد؟

اگر در سورة طارق دقّت کنيم، مي‌بينيم که خداوند معلومات اندک انسان را با طرح سؤال (و ما ادريک مالطّارق) به چالش مي‌کشد و به او مي‌گويد: (اي انسان تو چه مي‌داني که طارق چيست؟)؛ يعني وقتي انسان به موضوعي علم ندارد چگونه مي‌تواند با آن برخورد نمايد؟ پس انسان نمي‌تواند با طارق، اين آيه و نشانة الهي مبارزه نمايد. در آيات پاياني سوره، به صراحت عجز انسان را در مقابله با طارق بيان مي‌کند و مي‌فرمايد: (کافران مي‌خواهند مکر کنند و ما هم مکر مي‌کنيم و چند صباحي به آنان مهلت داده شده است.)

بنابراين نتيجه مي‌گيريم که ارادة خداوند بر اين تعلّق دارد که ستارة طارق تا زمان طلوع و ظهور، همانند ظهور قائم آل محمّد(عج) مخفي و به صورت راز باقي بماند و معلومات کافران هرگز به آن راه نيابد، زيرا خداوند طارق و صيحه را عذابي براي کافران قرار داده است. (و الله اعلم و اعلي) همان گونه که تعيين تاريخ براي ظهور کاملاً غلط و مردود است و زمان ظهور را کسي جز خدا نمي‌داند. فيلم‌هايي نيز که اخيراً ساخته شده و به پايان دنيا در 2012م. و تحديداً 21 دسامبر اشاره مي‌کند، عاري از حقيقت است.

 

پى‏نوشت‏ها :

 

 

1.الفتن، صههه، جزء ه، ح ههه.

2.الفتن، ص148، جزء ه، ح 607

3.علاّمه حلّي: نگاهي بر زندگي دوازده امام. ترجمة محمّد محمّدي اشتهاردي.

4.عقد الدّرر، صصههـههه، به، ف ه.

5.الاختصاص، ص162.

6.الغيبه، ص ههه، ب هه، ح هه.

7.الفتن، ج ه، صههه، جزءه، حههه.

8.الفتن، ص 148، جزء 3، ذيل ح 609.

9.بحار الأنوار، ج هه، صهه، به، حه.

10.سورة دخان(44)، آيات10ـ11.

11.ارشاد، ج2، ص387.

12.سورة توبه(9)، آية 128.

 

منبع:www. mouood.org

برگرفته از سايت راسخون

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

ترجمه سایت