سيد مرتضى علم الهدى در اين باره مىنويسد: علت اينكه شيعه عقيده دارد كه خداوند در موقع ظهور امام زمان عليه السلام برخى از مردگان را زنده مىگرداند اين است كه به ثواب يارى امام زمان نايل شوند ودولت حق آل محمد را كه در انتظار آن بودهاند از نزديك شاهد باشند وتا انتقام عدهاى از ظالمان را به چشم ببينند واز ظهور حق واعتلاى كلمه توحيد لذت ببرند.(1)
در منابع معتبر اسلامى نام سيزده زن ياد مىشود كه به هنگام ظهور قائم آل محمد صلي الله عليه وآله وسلم زنده خواهند شد ودر لشكر امام زمان به مداواى مجروحان جنگى وسرپرستى بيماران خواهند پرداخت.
طبرى در دلائل الامامة، از مفضل بن عمر نقل كرده كه امام صادق فرمود: همراه قائم (آل محمد صلي الله عليه وآله وسلم) سيزده زن خواهند بود. گفتم آنها را براى چه كارى مىخواهد؟
فرمود: به مداواى مجروحان پرداخته، سرپرستى بيماران را به عهده خواهند گرفت. عرض كردم: نام آنها را بفرماييد.
فرمود: قنواء، دختر رشيد هجرى، ام ايمن، حبابه والبيه، سميه، مادر عمار ياسر، زبيده ام خالد احمسيّه، ام سعيد حنفيه، صيانه ماشطه، ام خالد جهنّيه.(2)
صيانه ماشطه در زمان حضرت موسى مىزيسته است ومادر عمار ياسر در ابتداى بعثت به شهادت رسيد. حبابه در زمان على عليه السلام وقنواء در زمان امام حسن وامام حسين عليه السلام وبقيه در زمانهاى ديگر زندگى مىكردهاند.
اين گروه سيزده نفرى رجعت خواهند كرد وخداوند براى قدردانى از آنها، به بركت امام زمان آنها را زنده خواهد كرد.
در اين روايت امام صادق عليه السلام از آن سيزده زن فقط نام نه نفر را ياد مىكند. در كتاب خصايص فاطمى(3) به نام نسيبه، دختر كعب مازينه، ودر كتاب منتخب البصائر به نام وتيره وأحبشيه اشاره شده است.(4)
جز اين سه نفر، نام ديگرى به ميان نيامده است.
زنان سرافراز
اينك به اختصار به شرح حال برخى از زنان نامبرده اشاره مىكنيم.
- صيانه ماشطه
او يكى از همان سيزده بانويى است كه در دولت حضرت مهدى عليه السلام زنده شده، به دنيا باز مىگردد. وى همسر حزقيل، پسر عموى فرعون، وشغلش آرايشگرى دختر فرعون بود. او همانند شوهرش به پيامبر زمان خود، حضرت موسى، ايمان آورده بود امّا همچنان ايمان خود را پنهان مىكرد.
نوشتهاند: روزى وى مشغول آرايش دختر فرعون بود كه شانه از دستش افتاد وبى اختيار نام خدا را بر زبان جارى ساخت. دختر فرعون گفت: آيا نام پدر مرا بر زبان آوردى؟ گفت: نه، بلكه نام كسى را بر زبان آوردم كه پدر تو را آفريده است. دختر فرعون ماجرا را نزد پدر بازگو كرد وفرعون صيانه را احضار كرد وگفت: مگر به خدايىِ من اعتراف ندارى؟ گفت: هرگز! من از خداى حقيقى دست نمىكشم وتو را پرستش نمىكنم.
فرعون دستور داد تا تنور مسى برافروزند وهمه بچههاى آن زن را در حضورش در آتش افكنند. چون نوبت به طفل شيرخوارش رسيد صيانه مىخواست به ظاهر از دين برائت جويد كه كودك شيرخوارش به زبان آمد وگفت: مادر صبر كن كه تو بر حق هستى! فرعونيان آن زن وبچه شيرخوارش را در آتش افكنده، سوزاندند وخداوند در اثر صبر وتحمل آن زن در راه دين، او را در دولت امام مهدى زنده مىگرداند تا هم به آن حضرت خدمت كند وهم انتقام خود را از فرعونيان بگيرد.
- سميه، مادر عمار ياسر
وى هفتمين نفرى بود كه به اسلام گرويد وبدين سبب دشمن سخت به خشم آمد وبدترين شكنجهها را بر او روا داشت.(5)
او وشوهرش ياسر در دام ابوجهل گرفتار آمدند واو نخست آنها را اجبار كرد كه پيامبر خدا را دشنام دهند، امّا آنها حاضر به چنين كارى نشدند. او نيز زره آهنى به سميه وياسر پوشانيد وآنها را در آفتاب سوزان نگه داشت. پيامبر كه گاه از كنارشان عبور مىكرد آنها را به صبر ومقاومت سفارش مىنمود ومىفرمود: (صبراً يا آل ياسر فان موعدكم الجنة): اى
خاندان ياسر، صبر پيشه سازيد كه وعده گاه شما بهشت است. سرانجام ابوجهل بر هر يك ضربتى وارد ساخت وايشان را به شهادت رساند.(6)
خداوند اين زن را به پاداش صبر ومجاهدتى كه در راه اعتلاى اسلام نشان داد وبدترين شكنجه را از دشمن خدا تحمل كرد، در ايام ظهور مهدى آل محمد صلي الله عليه وآله وسلم زنده خواهد نمود تا تحقق وعده الهى را ببيند ودر لشكر ولىّ خدا به ياوران آن حضرت خدمت كند.
- نسيبه، دختر كعب مازنيه
او معروف به ام عماره واز زنان فداكار صدر اسلام است كه در برخى از جنگهاى پيامبر اسلام صلي الله عليه وآله وسلم شركت جسته ومجروحان جنگى را مداوا كرده است. او در جنگ احد بهترين نقش را ايفا كرد. با ديدن صحنه فرار مسلمانان وتنها گذاشتن پيامبر به دفاع از جان شريف پيامبر پرداخت ودر اين راه بدنش زخمهاى فراوان برداشت.
پيامبر عزيز اين فداكارى را ستود وبه فرزندش عماره چنين فرمود: امروز مقام مادر تو از مردان جنگى والاتر است.(7)
پس از فروكش كردن جنگ، نسيبه با سيزده زخم(8) سنگين به همراه ديگر مسلمانان به خانه برگشت وبه استراحت پرداخت. با شنيدن فرمان پيامبر خدا صلي الله عليه وآله وسلم كه فقط مجروحان جنگ بايد به تعقيب دشمن بشتابند، نسيبه از جاى برخاست وآماده رفتن شد، امّا به علت شدت خونريزى نتوانست شركت كند. همين كه پيامبر از تعقيب دشمن برگشت، پيش از آنكه به خانه برود، عبدالله بن كعب مازنى را براى احوالپرسى نسيبه وسلامتى وى به نزد او فرستاد وچون از سلامتى وى آگاه گشت شادمان موضوع را به پيامبر خبر داد.(9)
نسيبه از كسانى است كه براى يارى امام مهدى عليه السلام زنده خواهد شد.(10)
- امّ ايمن
از زنان پرهيزكار وخدمتكار حضرت رسول صلي الله عليه وآله وسلم است. پيامبر به او مادر خطاب مىكرد ومىفرمود: (هذه بقية اهل بيتى):(11) اين زن، باقى ماندهاى از خاندان من است. وى همواره در كنار زنان مجاهد، در جبهه جنگ به مداواى مجروحان مىپرداخت.(12)
ام ايمن از شيفتگان خاندان امامت بود كه در ماجراى فدك، حضرت زهرا عليهالسلام او را به عنوان شاهد معرفى كرد. وى پنج يا شش ماه پس از پيامبر از دنيا رفت.(13)
خداوند به بركت مهدى آل محمد عليه السلام به هنگام ظهور، او را زنده مىگرداند تا در لشكر گاه امام به خدمت گماشته شود.
- امّ خالد
در روايت دو بانو بدين نام مشهور شدهاند: ام خالد احمسيه وام خالد جهنّيه. شايد مقصود ام خالد مقطوعة اليد (دست بريده) باشد كه يوسف بن عمر، پس از به شهادت رساندن زيد بن على بن الحسين در كوفه، دست او را به جرم شيعه بودن قطع كرد. در كتاب رجال كشّى درباره شخصيت ومقام اين زن فداكار از امام صادق عليه السلام مطلبى ذكر گرديده كه حايز اهميت است. ابو بصير گويد: در خدمت امام صادق نشسته بوديم كه ام خالد مقطوعهاليد از راه رسيد. حضرت فرمود: اى ابابصير، آيا ميل دارى كه كلام ام خالد را بشنوى؟ من عرض كردم: آرى اى فرزند رسول خدا، با شنيدن آن شادمان مىگردم…. در همان موقع ام خالد به خدمت امام آمد وسخن گفت. ديدم وى در كمال فصاحت وبلاغت صحبت مىكند. سپس حضرت پيرامون موضوع ولايت وبرائت از دشمنان با او سخن گفت.(14)
- زبيده
مشخصات كاملى از او نقل نشده است. احتمال دارد زبيده زن هارون الرشيد باشد كه شيخ صدوق(ره) دربارهاش گفته است: وى يكى از هواداران وپيروان اهل بيت است. هنگامى كه هارون دانست از شيعيان است قسم خورد كه طلاقش دهد. زبيده كارهاى خدماتى بسيارى داشت كه يكى آبرسانى به عرفات است. همچنين نوشتهاند وى يكصد كنيز داشت كه پيوسته مشغول حفظ قرآن بودند وهميشه از محل سكونت او صداى تلاوت قرآن شنيده شد. زبيده در سال 216 ق. رحلت كرد.(15)
- حبّابه والبيّه
از زنان والامقامى است كه دوره زندگى هشت امام معصوم را درك كرد وپيوسته مورد لطف وعنايت ايشان قرار داشت. در يك يا دو نوبت به وسيله امام زين العابدين وامام رضا عليه السلام جوانىاش به او بازگردانده شد. اولين ملاقات وى با اميرمؤمنان عليه السلام بود كه از آن حضرت دليلى بر امامت درخواست كرد. حضرت در حضور وى سنگى را برداشت وبر آن مهر خود را نقش كرد واثر آن مهر در سنگ جاى گرفت وبه او فرمود: پس از من هر كه توانست در اين سنگ چنين اثرى بر جاى بگذارد او امام است. از اين رو حبابه پس از شهادت هر امامى نزد امام ديگر مىرفت وآنان مهر خود را بر همان سنگ مىزدند واثر آن نقش مىبست. نوبت كه به امام رضا عليه السلام رسيد حضرت نيز چنين كرد. حبابه نه ماه پس از رحلت امام رضا عليه السلام زنده بود وپس از آن بدرود حيات گفت.(16)
روايت شده است كه وقتى حبابه به خدمت امام زين العابدين رسيد يكصد وسيزده سال از عمرش سپرى شده بود. حضرت با انگشت سبابه خود اشارهاى نمود وجوانىاش بازگشت.(17)
همچنين نوشتهاند: صورت حبابه از زيادى سجود سوخته واز عبادت همانند چوب خشكيدهاى شده بود.(18)
- قنواء
دختر رشيد هجرى، يكى از شيعيان وپيروان على عليه السلام وخود از ياران با وفاى حضرت امام جعفر صادق عليه السلام است.(19) وى دختر بزرگمردى است كه در راه محبت ودوستى اميرمؤمنان به طرز دلخراشى به شهادت رسيد. از گفتار شيخ مفيد برمىآيد كه قنواء به هنگام ورود پدرش نزد عبيدالله بن زياد شاهد قطع دو دست ودو پاى پدر خود بوده وبه كمك ديگران بدن نيمه جان پدر را از دارالاماره بيرون آورده وبه خانه منتقل كرده است. روزى قنواء به پدرش گفت: پدر جان، چرا اين همه خود را به رنج ومشقت عبادت مىاندازى! پدر در جواب گفت: دخترم، پس از ما گروهى خواهند آمد كه بينش دينى وشدت ايمانشان از ما، كه اين همه خود را به زحمت عبادت انداختهايم، بيشتر است.(20)
د: بانوان منتظِر
چهارمين گروه ياوران امام زمان بانوان پرهيزكارى هستند كه پيش از ظهور بقيةالله رحلت كردهاند. به ايشان گفته مىشود امام تو ظاهر گشته است، اگر مايلى مىتوانى حضور داشته باشى. آنان نيز به اراده پروردگار زنده خواهند شد.
رجعت زنان مربوط به گروه خاصى نيست وهر بانويى خود را با خواستهها وشرايط زندگى در حكومت مهدى آل محمد عليه السلام تطبيق دهد ممكن است در آينده از رحمت خداوندى بهرهمند گشته، براى يارى امام زنده شود. يكى از آن شرايط خواندن دعاى عهد است كه در فرد، نوعى آمادگى براى پذيرش حكومت آخرين ذخيره الهى ايجاد مىكند. به فرموده امام صادق عليه السلام : هر كه چهل صبح دعاى عهد را بخواند از ياوران قائم ما باشد واگر هم پيش از ظهور آن حضرت از دنيا برود خداوند او را از قبر بيرون آورد تا در خدمت آن حضرت باشد… .(21)
انتظار فرج
يكى از شرايط حضور در حكومت بقيةالله وتوفيق ديدار با آن حضرت انتظار فرج است؛ يعنى آمادگى كامل براى پذيرش حكومت حق وآراستن به آنچه كه مهدى عليه السلام مىگويد ومىخواهد. انتظار فرج يعنى نفى هر گونه سلطه از بيگانگان ومبارزه با افكار انحرافى وفساد اخلاق ودر يك كلام، انتظار فرج يعنى بيزارى از دشمنان خدا وپيامبر ومعصومين قدس سرهما بى سبب نيست كه انتظار از بهترين اعمال شمرده شده است، بلكه فرد منتظرِ دولت مهدى همانند كسى است كه در پيش روى رسول خدا شهيد گشته ودر خون خود غلتيده است واگر بر همان حالت انتظار از دنيا برود بسان كسى باشد كه در خيمه مهدى فاطمه عليهما السلام مىباشد.
ابو بصير از امام صادق روايت كرده كه آن حضرت روزى فرمود: آيا شما را خبر ندهم به چيزى كه خداوند عملى را بدون آن از بندگانش قبول نمىكند؟ گفتيم: آرى. فرمود: شهادت بر وحدانيت خدا ورسالت پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم واقرار به آنچه كه خداوند فرموده، از دوستى ما وبيزارى از دشمنان واطاعت وپيروى از ما. نيز داشتن ورع وپرهيزكارى وانتظار كشيدن براى قائم عليه السلام . آنگاه فرمود:به درستى كه براى ما دولتى است، خداوند آن را هر زمانى كه اراده كند برقرار مىسازد. سپس افزود: هر كس كه دوست دارد از ياران قائم عليه السلام ما باشد بايد در انتظار به سر برد وخود را به ورع ومحاسن اخلاق بيارايد، واگر در همان حال بميرد براى او اجرى همانند كسى است كه آن حضرت را درك كرده باشد.(22)
آخرين سخن
بانوى محترم، خواهر مسلمان!
اگر مىخواهيد در زمره ياران امام زمان باشيد… اگر مىخواهيد يكى از آن پنجاه زن باشيد… اگر مىخواهيد يكى از آن چهارصد نفرى باشيد كه همراه عيسى از آسمان فرود مىآيند، … اگر مىخواهيد به اراده پروردگار وبراى ديدار گل روى مهدى فاطمه بار ديگر به دنيا باز گرديد… اگر مىخواهيد فرد مفيدى در حكومت مهدى عليه السلام باشيد، بياييد از همين لحظه با قائم آل محمد صلي الله عليه وآله وسلم پيمان ببنديد ورابطه خود را با او محكم كنيد وخود را با برنامهها وخواستههاى مهدى عليه السلام تطبيق دهيد. بدانيد كه امام زمان جز راه جدش پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم واميرالمؤمنين عليه السلام نمىرود.
به اميد حضور وديدار او
فهرست منابع
1- احتجاج طبرسى
2- اسدالغابة
3- اختصاص شيخ مفيد
4- بيت الاحزان
5- بحارالانوار
6- تنقيح المقال
7- جامع الرواة
8- دلائل الامامة
9- تهذيب الكمال
10- چشم اندازى از حكومت مهدى عليه السلام
11- الجمل، شيخ مفيد
12- رجال شيخ طوسى
13- رياحين الشريعه
14- سفينةالبحار
15- الفصول المهّمة
16- المسترشد، طبرى
17- مجمع الزوائد
18- معجم احاديث الامام المهدى عليه السلام
19- مغازى واقدى
20- قاموس الرجال
21- نقش زنان مسلمان در جنگ
22- منتهى الآمال
23- كمال الدين، شيخ صدوق
24- الغيبة، شيخ طوسى
پاورقی
(1) سفينةالبحار، ج1، ص511.
(2) دلائل الامامة، ص260.
(3) رياحين الشريعه، ج5، ص41؛ به نقل از خصايص فاطميه.
(4) چشم اندازى از حكومت مهدى عليه السلام ، ص74؛ به نقل از بيان الائمه، ج3، ص338.
(5) اسد الغابه، ج5، ص481.
(6) رياحين الشريعه، ج4، ص353.
(7) مغازى واقدى، ج1، ص273.
(8) مغازى واقدى، ج2، ص268.
(9) مغازى واقدى ج1 ص270.
(10) رياحين الشريعه، ج5، ص41؛ به نقل از خصايص فاطمه.
(11) چشم اندازى از حكومت مهدى عليه السلام ، ص76؛ تهذيب الكمال، ج35، ص329.
(12) نقش زنان مسلمان در جنگ، ص20.
(13) قاموس الرجال، ج10، ص387.
(14) رياحين الشريعه، ج3، ص381؛ به نقل از تنقيح المقال مامقانى.
(15) تنقيح المقال، ج3، ص78.
(16) سفينةالبحار، ج1، ص204.
(17) همان.
(18) همان.
(19) جامع الرواة، ج2، ص458؛ رجال شيخ طوسى، ص341.
(20) اختصاص شيخ مفيد، ص 73072.
(21) سفينة البحار، ج2، ص294.
(22) منتهى الآمال، ج2، ص486؛ به نقل از غيبة نعمانى.
کانون امام مهدی ملکان