بشارت ظهور حضرت مهدي در کتاب صفيناي نبي
در اين کتاب که يکي از کتب انبياي پيرو تورات است، بشارت ظهور حضرت ولي عصر (عليه السلام) چنين آمده است:
(… خداوند در اندرونش عادل است وبي انصافي نمي نمايد. هر بامداد حکم خود را روشن مي سازد وکوتاهي نمي کند، امّا مرد ظالم حيا را نمي داند. اُمّتها را منقطع ساخته ام که برجهاي ايشان خراب شده است وکوچه هاي ايشان را چنان ويران کرده ام که عبور کننده نباشد. شهرهاي ايشان چنان منهدم گرديده است که نه انساني ونه ساکني باقي مانده است. وگفتم: کاشکه از من مي ترسيدي وتأديب را مي پذيرفتي…
بنابر اين، خداوند مي گويد: براي من منتظر باشيد تا روزي که به جهت غارت برخيزم; زيرا که قصد من اين است که اُمّتها را جمع نمايم وممالک را فراهم آورم تا غضب خود وتمامي حدّت خشم خويش را بر ايشان بريزم، زيرا که تمامي جهان به آتش غيرت من سوخته خواهد شد; زيرا که در آن زمان، زبان پاک به اُمّتها باز خواهم داد تا جميع ايشان اسم يهوه ـ خدا ـ را بخوانند وبه يک دل او را عبادت نمايند).(1)
بشارت ظهور حضرت مهدي در کتاب دانيال نبي
در کتاب دانيال نبي نيز بشارت ظهور حضرت مهدي (عليه السلام) مطابق بشارات انبياي گذشته، چنين آمده است:
(… امير عظيمي که براي پسران قوم تو ايستاده قائم است، خواهد برخاست. وچنان زمان تنگي خواهد شد که از حيني که اُمّتي به وجود آمده است تا امروز نبوده، ودر آن زمان هر يک از قوم تو، که در دفتر مکتوب يافت شود رستگار خواهد شد. وبسياري از آناني که در خاک زمين خوابيده اند بيدار خواهند شد، امّا اينان به جهت حيات جاوداني وآنان به جهت خجالت وحقارت جاوداني. وحکيمان مثل روشنايي افلاک خواهند درخشيد، وآناني که بسياري را به راه عدالت رهبري مي نمايند مانند ستارگان خواهند بود تا ابد الآباد.
امّا تو اي دانيال! کلام رامخفي دار وکتاب راتا زمان آخر مهر کن. بسياري به سرعت تردّد خواهند نمود وعلم افزوده خواهد گرديد… خوشا به حال آن که انتظار کشد).(2)
در اين بشارت نکات چندي وجود دارد که برخي از آنها را به طور اختصار توضيح مي دهيم:
1 ـ شخص مورد بشارت که در نخستين فراز بشارت مزبور به عنوان (ايستاده) از او تعبير شده است، قائم آل محمّد (عليهم السلام) است که بزرگترين نماينده انبياي الهي است، ودعوت تمام پيامبران خدا را يکجا در حکومت حقّه خود آشکار ساخته، آيين الهي را بر سرتاسر کره خاکي حکم فرما مي نمايد.
2 ـ منظور از (زمان تنگي)، زمان بيدادگريها، سختيها، فشارها، ظلم وستم هايي است که قبل از ظهور آن حضرت در سراسر جهان پيدا مي شود، چنان که در روايات اسلامي آمده است: (يَمْلاَُ الأرضَ قِسطاً وعَدلا کَما مُلِئت جوراً وظلماً).
3 ـ منظور از: (آناني که در خاک زمين خوابيده اند)، گروهي از اموات مي باشند که در دولت با سعادت حضرت مهدي (عليه السلام) زنده مي شوند، وبرخي از آنان از ياران آن حضرت مي گردند ودر رکاب حضرتش مي جنگند وبرخي ديگر به سزاي اعمال ناشايست خود مي رسند.
در اين زمينه، روايات بسياري از ائمّه معصومين (عليهم السلام) رسيده است که ما به جهت اختصار از ذکر آنها خودداري مي نماييم، وطالبين مي توانند به کتابهاي مربوطه که در مورد (رجعت) نگاشته شده، مراجعه فرمايند.
بشارت ظهور حضرت مهدي در کتاب انجيل
بر اساس بشارات فراواني که در کتاب انجيل آمده است، حضرت مسيح (عليه السلام)به دنبال قيام حضرت قائم (عليه السلام)در (فلسطين) آشکار خواهد شد وبه ياري آن حضرت خواهد شتافت، وپشت سر حضرتش نماز خواهد گزارد، تا يهوديان ومسيحيان وپيروان وي تکليف خويش را بدانند وبه اسلام بگروند وحامي حضرت مهدي (عليه السلام)گردند. از اين رو، در آخرين روزهاي زندگي ـ وشايد در طول دوران حيات ـ به ياران وشاگردان خود توصيه ها وسفارشهاي اکيدي در باره بازگشت خود به زمين نموده وآنان را در انتظار گذارده وامر به بيداري وهوشياري وآمادگي فرموده است که ما به جهت اثبات اين مدّعا وبيداري مسلمانان قسمتي از آنها را در اينجا مي آوريم.
اينک متن برخي از آن بشارات که در انجيل آمده است:
انجيل متّي
(پس عيسي از هيکل بيرون شده برفت، وشاگردانش پيش آمدند تا عمارتهاي هيکل را بدو نشان دهند. عيسي ايشان را گفت: آيا همه اين چيزها را نمي بينيد؟ هر آينه به شما مي گويم: در اينجا سنگي بر سنگي گذارده نخواهد شد که به زير افکنده نشود. وچون به کوه زيتون نشسته بود شاگردانش در خلوت نزد وي آمده گفتند: به ما بگو که اين اُمور کي واقع مي شود؟ ونشان آمدن تو وانقضاي عالم چيست؟
عيسي در جواب ايشان گفت: زنهار کسي شما راگمراه نکند. ز آن رو که بسا به نام من آمده خواهند گفت که من مسيح هستم وبسياري را گمراه خواهند کرد. وجنگها واخبار جنگها را خواهيد شنيد، زنهار مضطرب مشويد; زيرا که وقوع اين همه لازم است ليکن انتها هنوز نيست، زيرا قومي با قومي ومملکتي با مملکتي مقاومت خواهند نمود وقحطي ها ووباها وزلزله ها در جايها پديد آيد…
آنگاه اگر کسي به شما گويد: اينک مسيح در اينجا يا در آنجا است باور مکنيد; زيرا که مسيحان کاذب وانبياي کذبه ظاهر شده علامات ومعجزات عظيمه چنان خواهند نمود که اگر ممکن بودي برگزيدگان را نيز گمراه کردندي. اينک شما را پيش خبر دادم.
پس اگر شما را گويند: اينک در صحراست بيرون مرويد، يا آن که در خلوت است باور مکنيد; زيرا همچنان که برق از مشرق ساطع شده تا به مغرب ظاهر مي شود ظهور پسر انسان نيز چنين خواهد شد…
و فوراً بعد از مصيبت آن ايّام، آفتاب تاريک گردد وماه نور خود را ندهد وستارگان از آسمان فرو ريزند، وقوّتهاي افلاک متزلزل گردد. آنگاه علامت پسر انسان در آسمان پديد گردد، ودر آن وقت جميع طوايف زمين سينه زني کنند وپسر انسان را ببينند که بر ابرهاي آسمان با قوّت وجلال عظيم مي آيد…
پس از درخت انجير مثلش را فرا گيريد که چون شاخه اش نازک شده برگها مي آورد مي فهميد که تابستان نزديک است. همچنين شما نيز چون اين همه را ببينيد بفهميد که نزديک ـ بلکه بر در ـ است. هر آينه به شما مي گويم…
آسمان وزمين زايل خواهد شد; ليکن سخنان من هرگز زايل نخواهد شد.
امّا از آن روز وساعت هيچ کس اطلاع ندارد حتّي ملائکه آسمان جز پدر من وبس; ليکن چنان که ايّام نوح بود ظهور پسر انسان نيز چنان خواهد بود…
پس بيدار باشيد; زيرا که نمي دانيد در کدام ساعت خداوند شما مي آيد. ليکن اين را بدانيد که اگر صاحب خانه مي دانست در چه پاس از شب دزد مي آيد، بيدار مي ماند ونمي گذاشت که به خانه اش نقب زند.
لهذا شما نيز حاضر باشيد، زيرا در ساعتي که گمان نبريد پسر انسان مي آيد پس آن غلام امين ودانا کيست که آقايش او را بر اهل خانه خود بگمارد تا ايشان را در وقت معيّن خوراک دهد. خوشا به حال آن غلامي که چون آقايش آيد او را در چنين کار مشغول يابد).(3)
(امّا چون پسر انسان در جلال خود با جميع ملائکه مقدّس خويش آيد آنگاه بر کرسي جلال خود خواهد نشست. وجميع امّتها در حضور او جمع شوند وآنها را از همديگر جدا مي کند به قسمي که شبان ميش ها را از بزها جدا مي کند وميش ها را بر دست راست وبزها را بر چپ خود قرار دهد. آنگاه پادشاه به اصحاب طرف راست گويد: بياييد اي برکت يافتگان از پدر من! وملکوتي را که از ابتداي عالم براي شما آماده شده است، به ميراث گيريد).(4)
(عيسي ايشان را گفت: هر آينه به شما مي گويم: شما که مرا متابعت نموده ايد، در معاد وقتي که پسر انسان بر کرسي جلال خود نشيند، شما نيز به دوازده کرسي نشسته، بر دوازده سبط اسرائيل داوري خواهيد نمود. وهر که به خاطر اسم من خانه ها يا برادران يا خواهران يا پدر يا مادر يا زن يا فرزندان يا زمينها را ترک کرد، صد چندان خواهد يافت ووارث حيات جاوداني خواهد گشت).(5)
انجيل مَرْقُس
(وچون او ـ عيسي ـ از هيکل بيرون مي رفت يکي از شاگردانش بدو گفت: اي استاد! ملاحظه فرما چه نوع سنگ ها وچه عمارتها است!
عيسي در جواب وي گفت: آيا اين عمارتهاي عظيمه را مي نگري. بدان که سنگي بر سنگي گذارده نخواهد شد مگر آن که به زير افکنده شود.
وچون او بر کوه زيتون مقابل هيکل نشسته بود… از وي پرسيدند: ما را خبر ده که اين امور کي واقع مي شود؟ وعلامت نزديک شدن اين امور چيست؟
آنگاه عيسي در جواب ايشان سخن آغاز کرد که: زنهار کسي شما را گمراه نکند. زيرا که بسياري به نام من آمده خواهند گفت که: من هستم، وبسياري را گمراه خواهند نمود. امّا چون جنگها واخبار جنگها را بشنويد مضطرب مشويد; زيرا که وقوع اين حوادث ضروري است. ليکن انتها هنوز نيست. زيرا که اُمّتي بر اُمّتي ومملکتي بر مملکتي خواهند بر خاست، وزلزله ها در جايها حادث خواهد شد وقحطي ها واغتشاشها پديد مي آيد، واينها ابتداي دردهاي زه مي باشد. ليکن شما از براي خود احتياط کنيد…
ولي از آن روز وساعت غير از پدر هيچ کس اطلاع ندارد نه فرشتگان در آسمان ونه پسر هم. پس بر حذر وبيدار شده دعا کنيد، زيرا نمي دانيد که آن وقت کي مي شود.
مثل کسي که عازم سفر شده خانه خود را واگذارد وخادمان خود را قدرت داده هر يکي را به شغلي خاصّ مقرر نمايد ودربان را امر فرمايد که بيدار بماند. پس بيدار باشيد! زيرا نمي دانيد که در چه وقت صاحب خانه مي آيد. در شام يا نصف شب يا بانگ خروس يا صبح. مبادا ناگهان آمده شما را خفته يابد. امّا آنچه به شما مي گويم به همه مي گويم بيدار باشيد!).(6)
انجيل لوقا
(کمرهاي خود را بسته، چراغهاي خود را افروخته بداريد. وشما مانند کساني باشيد که انتظار آقاي خود را مي کشند، که چه وقت از عروسي مراجعت کند، تا هر وقت آيد ودر را بکوبد بي درنگ براي او باز کنند. خوشا به حال آن غلامان که آقاي ايشان چون آيد ايشان را بيدار يابد… پس شما نيز مستعد باشيد; زيرا در ساعتي که گمان نمي بريد پسر انسان مي آيد).(7)
(ودر آفتاب وماه وستارگان علامات خواهد بود وبر زمين، تنگي وحيرت از براي اُمّتها روي خواهد نمود، به سبب شوريدن دريا وامواجش. ودلهاي مردم ضعف خواهد کرد از خوف وانتظار آن وقايعي که بر ربع مسکون ظاهر مي شود، زيرا قوّت آسمان متزلزل خواهد شد. وآنگاه پسر انسان را خواهند ديد که بر، ابري سوار شده با قوّت وجلال عظيم مي آيد).(8)
همان گونه که قبلا توضيح داديم مقصود از (پسر انسان) حضرت مسيح (عليه السلام)نيست، زيرا مطابق نوشته مستر هاکس آمريکايي در (قاموس کتاب مقدّس) اين عبارت 80 بار در انجيل وملحقات آن (عهد جديد) آمده است که فقط 30 مورد آن با حضرت عيساي مسيح (عليه السلام) قابل تطبيق است). وامّا 50 مورد ديگر از نجات دهنده اي سخن مي گويد که در آخر زمان وپايان روزگار ظهور خواهد کرد وحضرت عيسي (عليه السلام) نيز با او خواهد آمد، واو را جلال وعظمت خواهد داد، واز ساعت وروز ظهور او جز خداوند ـ تبارک وتعالي ـ کسي اطّلاع ندارد، واو کسي جز حضرت مهدي (عليه السلام) آخرين حجّت خدا نخواهد بود.
انجيل يوحنا
(وبدو قدرت بخشيده است که داوري هم بکند; زيرا که پسر انسان است. واز اين تعجّب مکنيد، زيرا ساعتي مي آيد که در آن جميع کساني که در قبور مي باشند آواز او را خواهند شنيد وبيرون خواهند آمد، هر که اعمال نيکو کرد براي قيامت حيات، وهر که اعمال بد کرد به جهت قيامت داوري).(9)
مکاشفه يوحنا
(وعلامتي عظيم در آسمان ظاهر شد. زني که آفتاب را در بر دارد وماه زير پايهايش وبر سرش تاجي از دوازده ستاره است. وآبستن بوده، از درد زه وعذاب زاييدن فرياد بر مي آورد.
وعلامتي ديگر در آسمان پديد آمد که اينک اژدهاي بزرگ آتش گون که او را هفت سرو ده شاخ بود وبر سرهايش هفت افسر. ودمش ثلث ستارگان آسمان را کشيده آنها را بر زمين ريخت واژدها پيش آن زن ـ که مي زاييد ـ بايستاد تا چون بزايد فرزند او را ببلعد. پس پسر نرينه را زاييد که همه اُمّتهاي زمين را به عصاي آهنين حکم راني خواهد کرد، وفرزندش به نزد خدا وتخت او ربوده شد…
ودر آسمان جنگ شد. ميکائيل وفرشتگانش با اژدها جنگ کردند واژدها وفرشتگانش جنگ کردند. ولي غلبه نيافتند، بلکه جاي ايشان ديگر در آسمان يافت نشد. واژدهاي بزرگ انداخته شد، يعني آن مار قديمي که به ابليس وشيطان مُسمّي است که تمام ربع مسکون را مي فريبد. او بر زمين انداخته شد وفرشتگانش با وي انداخته شدند).(10)
مفسّرين انجيل در مورد آيات فوق مي گويند: شخص مورد بشارت در اين آيات تاکنون قدم به عرصه وجود ننهاده وتفسير روشن ومعني واضح آنها نيز موکول به زمان آينده ونامعيّني است که وي ظاهر گردد.
ولي با اندکي دقّت وتأمّل در آيات فوق اين نتيجه به دست مي آيد که شخص مورد بشارت در مکاشفه ياد شده، بزرگترين مولود جهان انسانيّت، وشخص ممتاز وبي نظيري است که به منظور ايجاد حکومت حقّه الهيّه وبر افکندن بنياد اهريمنان، به ناچار مدّتي از انظار مردمان غايب خواهد گرديد، وخداوند عالم آن يگانه مظهر نور الهي ومنجي انسانيّت را از ديدگان اشرار وشياطين جنّي وانسي مخفي ومستور نگه خواهد داشت تا در يک زمان نامعلومي ـ آنگاه که خواست خداوند است ـ از پشت پرده غيبت ظاهر شده، با (عصاي آهنين) بر بشريّت حکومت کند.
در قسمت ديگري از مکاشفه يوحنّاي لاهوتي بشارت ظهور حضرت مهدي (عليه السلام) چنين آمده است:
(وديدم آسمان را گشوده وناگاه اسبي سفيد که سوارش امين وحق نام دارد وبه عدل داوري وجنگ مي نمايد وچشمانش چون شعله آتش، وبر سرش افسرهاي بسيار واسمي مرقوم دارد که جز خودش هيچ کس آن را نمي داند وجامه خون آلود ـ سرخ ـ در بر دارد ونام او را کلمه خدا مي خوانند. ولشکرهايي که در آسمانند بر اسبهاي سفيد، وبه کتان سفيد وپاک ملبّس از عقب او مي آمدند. واز دهانش شمشيري تيز بيرون مي آيد تا به آن اُمّتها را بزند وآنها را به عصاي آهنين حکمراني خواهد نمود… وديدم فرشته را در آفتاب ايستاده که به آواز بلند تمامي مرغاني را که در آسمان پرواز مي کنند ندا کرده مي گويد: بياييد وبه جهت ضيافت عظيم خدا فراهم شويد تا بخوريد گوشت پادشاهان وگوشت سپه سالاران وگوشت جبّاران…).(11)
با نظري دقيق واجمالي در تمام احاديثي که در مورد ظهور يکتا بازمانده حجج الهي وارده شده است مي توان گفت: همه فرازهاي بالا در احاديث اسلامي آمده است.
رساله پولس به روميان
(زيرا يقين مي دانم که دردهاي زمان حاضر نسبت به آن جلالي که در ما ظاهر خواهد شد، هيچ است).(12)
(… وآن که براي حکمراني اُمّتها مبعوث شود، اميد اُمّتها بر وي خواهد بود).(13)
اين تعبير هم تعبير دقيقي است که در احاديث اسلامي آمده است، وجالب توجّه اين که: همان گونه که در بشارات تورات تذکّر داديم در ترجمه عربي انجيل با تعبير (قائم) آمده است، وتعبير (حکمراني اُمّتها) و(اميد اُمّتها) جالب توجّه است.
(زيرا اين را به شما از کلام خدا مي گوييم که ما که زنده وتا آمدن خداوند باقي باشيم بر خوابيدگان سبقت نخواهيم جست; زيرا خداوند با صدا وبا آواز رئيس فرشتگان وبا صور خدا از آسمان نازل خواهد شد، ومردگان در مسيح اول خواهند بر خاست. آنگاه ما که زنده وباقي باشيم با ايشان در ابرها ربوده خواهيم شد تا خداوند را در هوا استقبال کنيم وهمچنين هميشه با خداوند خواهيم بود).(14)
به طوري که خوانندگان عزيز ملاحظه مي کنند اين فراز از عهد جديد با روايات اسلامي وجوه مشترک فراواني دارد که از آن جمله است:
1 ـ نزول حضرت عيسي (عليه السلام)
2 ـ صيحه آسماني.
3 ـ زنده شدن گروهي از افراد صالح.
4 ـ آمدن او بر فراز ابر.
5 ـ ربوده شدن ياران حضرت ولي عصر (عليه السلام) از محرابها ورختخوابهاي خود، وانتقال يافتن آنها بر فراز ابرها، همه اين موارد در احاديث اسلامي آمده، وبا اين فقرات انجيل دقيقاً منطبق است.
فراز ديگر از اناجيل را (عبدالله بن سليمان) نقل کرده است که بسيار جالب است. او مي گويد:
من در اناجيل خواندم که خداوند به عيسي (عليه السلام) فرمود: (من تو را به سوي خود بالا مي برم، سپس تو را در آخر زمان فرو مي فرستم تا از اُمّت اين پيامبر شگفتيها ببيني، وآنها را در کشتن دجّال ياري دهي، تو را در وقت نماز مي فرستم، تا با آنها نماز بخواني که آنها اُمّت مرحومه هستند).(15)
بشارت ظهور حضرت مهدي در منابع زرتشتيان
در منابع زرتشتيان تصريحات زيادي به ظهور حضرت مهدي (عليه السلام) شده است که قسمتي از آنها را در اينجا مي آوريم:
1 ـ در کتاب (زند) که از کتب مقدّسه زرتشتيان است در باره انقراض اشرار ووراثت (صلحا) که پس از درهم شکستن شوکت جبّاران وبيدادگران، زمام اُمور جامعه بشري را به دست خواهند گرفت، چنين مي گويد:
(لشکر اهريمنان با ايزدان دايم در روي خاکدان محاربه وکشمکش دارند، وغالباً پيروزي با اهريمنان باشد، امّا نه به طوري که بتوانند ايزدان را محو ومنقرض سازند; چه، در هنگام تنگي از جانب اورمزد که خداي آسمان است به ايزدان که فرزندان اويند ياري مي رسد ومحاربه ايشان نه هزار سال طول مي کشد، آنگاه فيروزي بزرگ از طرف ايزدان مي شود واهريمنان را منقرض مي سازند، وتمام اقتدار اهريمنان در زمين است ودر آسمان راه ندارند، وبعد از پيروزي ايزدان وبرانداختن تبار اهريمنان عالم کيهان به سعادت اصلي خود رسيده، بني آدم بر تخت نيکبختي خواهند نشست).(16)
2 ـ در بخش (گاتها) که يکي از بخشهاي چهارگانه (اوستا) است (بندهاي 8 و9) نويدهائي در مورد ظهور حضرت مهدي (عليه السلام)و سيطره جهاني آن حضرت که قيام شکوهمند او طبق وعده هاي أنبياء در آخر الزمان به وقوع خواهد پيوست، چنين آمده است:
(وهنگامي که سزاي اين گناهکاران فرا رسد پس آنگاه اي (مزدا)! کشورت را (بهمن) در پايان برپا کند، از براي کساني که دروغ را به دستهاي راستي سپرند، وخواستاريم از آناني باشيم که زندگي تازه کنند).
3 ـ باز در همان بخش (گاتها) تحت عنوان (بامداد روز) نويد ظهور يگانه منجي بشريّت که در پايان جهان خواهد آمد، چنين آمده است:
(کي اي (مزدا)! بامداد روز فراز آيد، جهان دين راستين فرا گيرد، با آموزشهاي فزايش بخش پرخرد رهانندگان، کيانند آناني که (بهمن) به ياريشان خواهد آمد، از براي آگاه ساختن، من تو را بر گزيدم اي أهورا).
نويسنده کتاب (بشارات عهدين) پس از آن که اين دو بشارت را از (گاتها) نقل کرده است چنين مي نويسد:
(مترجمِ (گاتها)، در پاورقي، (بهمن) را ـ که در اين دو بشارت پرچمدار نهضت آخرين معرفي شده ـ نماينده توانايي ومنش نيک وراستي وپارسايي دادار اهور مزدا، تفسير کرده، وروي اين اصل، توضيح اين دو فراز از (گاتهاي زرتشت) از اين قرار است:
در پايان جهان پيش از رستاخيز عمومي آغاز سزاي گناهکاران است که به دست تواناي نماينده قدرت وراستي وقدس وعدالت الهي ـ به سزاي اين جهاني خود خواهند رسيد ـ اين دولت با سعادت تنها براي کساني است که دروغ را به دستهاي راستي سپرده، ومنش زشت را در بوته فراموشي نهاده اند.
حقّاً آن زمان درخشان بامداد روز است که صبح دولت حقّه الهيّه دميدن گيرد ودين راستين ـ آيين ابدي آخرين ـ سراسر جهان را فرا گيرد، آييني که تمامي آموزشهاي پيامبران الهي در آن نمودار است، وآن يگانه نماينده قدرت وعدالت الهي، تمامي آموزشهاي صالح وپسنديده رهبران عاليقدر بشريّت را در سراسر جهان منتشر وعملي سازد.
چنان که روشن است اين دو جمله، بشارت از ظهور موعود اسلام حضرت قائم آل محمّد (عليهم السلام) است، گر چه نامي از آن حضرت به ميان نياورده; ولي سلطنت عمومي وعدالت کلّي جهاني که پيشگويي کرده بهترين نشانه آن بزرگمرد الهي است).(17)
4 ـ جاماسب، در کتاب معروف خود (جاماسب نامه) که حوادث گذشته وآينده جهان در آن ثبت شده، واحوالات پادشاهان، انبيا، اوصيا واوليا را بيان مي کند ضمن مطالبي که از قول زرتشت راجع به پيامبران بازگو مي نمايد، در مورد پيامبر گرامي اسلام ودولت جاودانه حضرت مهدي (عليه السلام) ورجعت گروهي از اموات… چنين مي گويد:
(پيغمبر عرب، آخر پيغمبران باشد که در ميان کوههاي مکّه پيدا شود، وشتر سوار شود، وقوم او شتر سواران خواهند بود، وبا بندگان خود چيز خورد، وبه روش بندگان نشيند، واو را سايه نباشد واز پشت سر، مثل پيش رو ببيند. ودين او اشرف اديان باشد، وکتاب او باطل گرداند همه کتابها را، ودولت او تازيک ـ يعني پادشاهي ـ عجم را بر باد دهد، ودين مجوس وپهلوي را بر طرف کند، ونار سدير وآتش کده ها را خراب کند، وتمام شود روزگار پيشداديان وکيانيان وساسانيان واشکانيان).
آنگاه در باره ظهور مبارک حضرت مهدي (عليه السلام) چنين مي گويد:
(واز فرزندان دختر آن پيغمبر که خورشيد جهان وشاه زنان نام دارد کسي پادشاه شود در دنيا به حکم يزدان که جانشين آخر آن پيغمبر باشد در ميان دنيا که مکّه باشد، ودولت او تا به قيامت متّصل باشد، وبعد از پادشاهي او دنيا تمام شود، وآسمان جفت گردد وزمين به آب فرو رود وکوهها برطرف شود، واهريمن کلان را که ضدّ يزدان وبنده عاصي او باشد بگيرد ودر حبس کند واو را بکشد.
ونام مذهب او برهان قاطع باشد وحق باشد وخلايق را به يزدان بخواند، وزنده گرداند خلق را از بدان ونيکان، ونيکان را جزا دهد، وبدان را سزا دهد وبسياري از خوبان وپيغمبران زنده شوند، واز بدان گيتي ودشمنان خدا وکافران را زنده گرداند، واز پادشاهان اقوام خود را زنده کند که فتنه ها در دين کرده باشند وخوبان بندگان يزدان را کشته باشند، وهمه متابعان اهريمن وتبه کاران را بکشد ونام اين پادشاه بهرام باشد…
وظهور او در آخر دنيا باشد… وخروج او در آن زمان شود که تازيان بر فارسيان غالب شوند، وشهرهاي عمّان خراب شود به دست سلطان تازيک، پس او خروج کند وجنگ کند ودجّال را… بکشد.
وبرود وقسطنطنيّه را بگيرد وعلمهاي ايمان ومسلماني در آنجا برپا کند، وعصاي سرخ شبانان با هودار (که موسي (عليه السلام)باشد) با او باشد، وانگشتر وديهيم سليمان با او باشد، وجنّ وانس وديوان ومرغان ودرندگان در فرمان او خواهند بود…
وهمه جهان را يک دين کند، ودين گبري وزرتشتي نماند، وپيغمبران خدا وحکيمان وپري زادان وديوان ومرغان وهمه اصناف جانوران وابرها وبادها ومردان سفيد رويان در خدمت او باشند…).(18)
(جاماسب) در ادبيات ايران وعرب به لقب (فرزانه) و(حکيم) خوانده شده است، وپيش گويي هايي نيز به او نسبت داده اند، وظاهراً حکيمي ستاره شناس بوده است، وبه قول مؤلّف کتاب (حبيب السير): وي شاگرد لقمان وبرادر (گشتاسب) است، ودر علم نجوم مهارت کامل داشته است.
علاّمه دهخدا در کتاب (لغت نامه) راجع به وي مي نويسد:
(نامه اي از او ديده شده که به پارسي قديم است ونام آن فرهنگ ملوک واسرار عجم است، وعنوان آن به نام گشتاسب شاه است، ونظرات کواکب را به رمز بيان نموده ومقارنات اختران را طالع وقت نهاده وبر آن زايچه حکم نموده.
گويند: پنج هزار سال از روزگار آينده را باز نموده، از سلاطين وانبيا خبر داده، در آنجا حضرت موسي (عليه السلام) سرخ شبان با هودار وحضرت مسيح (عليه السلام) را پيغمبر خرنشين که او را به نام مادر، باز خوانند. واز حضرت رسول عربي به (مهرآزما) تعبير کرده، وبعضي سخنان وي موافق روزگار گذشته است وبرخي مخالف، والله أعلم بالصواب).(19)
مؤلّف کتاب (بشارات عهدين) پس از آن که بشارتي را از کتاب (جاماسب) نقل مي کند ذيل کلمه جاماسب در پاورقي چنين مي نويسد:
(صاحبان سِيَر وتواريخ مي نويسند: ظهور جاماسب برادر گشتاسب بن سهراب به سال 4996 پس از هبوط (حضرت) آدم (عليه السلام) بوده، وي مدّتي در نزد زرتشت کسب معارف نموده ومدّتي هم شاگرد (چنکرمکهاجه) هندي بوده است.
وي در کتاب (جاماسب نامه) از زمان خود تا پنج هزار سال (آينده ر) پيش بيني نموده وقبرش در خفرک فارس است).(20)
5 ـ باز در کتاب جاماسب، موافق برخي از مضامين بشارات گذشته در مورد دولت با سعادت حضرت مهدي (عليه السلام) وصلح بهائم وبرافکندن ريشه ظلم وفساد، وهمچنين حکومت واحد جهاني واجتماع عموم بشريّت بر دين مبين اسلام، واين که حضرت مهدي (عليه السلام)پيرو اسلام وتابع دين جدّش پيامبر اکرم مي باشد، چنين مي گويد:
(مردي بيرون آيد از زمين تازيان از فرزندان هاشم، مردي بزرگ سر وبزرگ تن وبزرگ ساق، وبر دين جدّ خويش بود، با سپاه بسيار، روي به ايران نهد وآباداني کند، وزمين پر داد کند، واز داد وي باشد که گرگ با ميش آب خورد.
ومردم بسيار شوند، وعمر ديگر باز، به درازي کشد وباز گردد چنان که مردي بود که او را پنجاه فرزند بود نر وماده، وکوه ودشت پر از مردم شود، وپر از حيوان شود، وهمچون عروسي شود.
وهمه کس به دين مهر آزماي (يعني دين حضرت محمّد (صلي الله عليه وآله وسلم) باز آيند، وجور وآشوب از جهان برخيزد، چنان که فراموش کنند که چون سلاح بايد داشتن، واگر وصف نيکويي آن کنم تلخ گردد اين زندگاني که ما بدو اندريم).(21)
6 ـ در (زند وهومن يسن) از ظهور شخصيّت فوق العاده اي بنام (سوشيانس) (نجات دهنده بزرگ) خبر داده ودر باره نشانه هاي ظهور وي چنين مي گويد:
(نشانه هاي شگفت انگيزي در آسمان پديد آيد که به ظهور منجي جهان دلالت مي کند، وفرشتگاني از شرق وغرب به فرمان او فرستاده مي شوند، وبه همه دنيا پيام مي فرستند).(22)
آنگاه به مقاومت شريران در برابر او اشاره کرده ونويد مي دهد که سرانجام همگي در برابر او سر تعظيم فرود مي آورند.
7 ـ هنگامي که (گشتاسب) در مورد کيفيت ظهور (سوشيانس) وچگونگي اداره جهان مي پرسد، جاماسب حکيم، شاگرد زرتشت توضيح مي دهد:
(سوشيانس (نجات دهنده بزرگ جهان) دين را به جهان رواج دهد، فقر وتنگدستي را ريشه کن سازد، ايزدان را از دست اهريمن نجات داده، مردم جهان را همفکر وهمگفتار وهمکردار گرداند).(23)
در اينجا لازم است اين نکته را يادآور شويم که، اعتقاد به ظهور (سوشيانس) در ميان ملّت ايران باستان به اندازه اي رايج بوده است که حتّي در موقع شکستهاي جنگي وفراز ونشيبهاي زندگي با يادآوري ظهور چنين نجات دهنده مقتدري، خود را از يأس ونا اميدي نجات مي دادند.
شاهد صادق اين گفتار اين که، در جنگ قادسيّه پس از درگذشت رستم فرّخ زاد، سردار نامي ايران، هنگامي که يزدگرد، آخرين پادشاه ساساني، با افراد خانواده خود آماده فرار مي شد، بهنگام خارج شدن از کاخ پرشکوه مدائن، ايوان مجلّل خود را مورد خطاب قرار داده وگفت:
(هان اي ايوان! درود من بر تو باد، من هم اکنون از تو روي برمي تابم تا آنگاه که با يکي از فرزندان خود که هنوز زمان ظهور او نرسيده است به سوي تو برگردم).
سليمان ديلمي مي گويد: من به محضر امام صادق (عليه السلام) شرفياب شدم ومقصود يزدگرد را از جمله (يکي از فرزندان خود) از آن حضرت پرسيدم، حضرت فرمود:
(او مهدي موعود (عليه السلام) وقائم آل محمّد (عليهم السلام) است که به فرمان خداوند در آخر زمان ظهور مي کند. او ششمين فرزند من، وفرزند دختري يزدگرد است ويزدگرد نيز پدر او مي باشد).(24)
با توجّه به اين که (شاه زنان) معروف به (شهربانو)، مادر امام سجّاد (عليه السلام) ـ بنابر مشهور ـ دختر يزدگرد آخرين پادشاه ساساني است، روشن مي شود که او واقعاً پدر حضرت ولي عصر (عليه السلام) مي باشد.
آنچه تا بدينجا گذشت نمونه هايي از نويدها وبشارتهاي جاويد کتب مقدّسه اهل اديان بود که همه آنها با مضامين مختلف خود، آمدن يک مصلح بزرگ جهاني را به نام (مهدي موعود (عليه السلام)) در آخر الزّمان نويد داده، وبه روشني گواهي مي دادند که مسأله ظهور حضرت مهدي (عليه السلام) اختصاص به اسلام ندارد، بلکه از نظر همه اُمّتها وملّتها يک امر قطعي ومسلّم است که بدون ترديد تحقّق خواهد يافت.
آري! مطابق وعده هاي انبيا ونويدهاي کتب مقدّسه آسماني، سرانجام روزي فرا خواهد رسيد که نماينده قدرت وقدس وعدالت الهي، آخرين جانشين رسول گرامي بنيانگذار حکومت واحد جهاني مهدي موعود منتظر ـ عجّل اللّه تعالي فرجه ـ از پشت پرده غيبت ظهور خواهد فرمود، وبا ظهور مبارک آن وليّ مطلق الهي، همه پرده هاي ظلمت به کنار خواهد رفت، تاريکيها برچيده خواهد شد، از پليديها وناپاکيها اثري نخواهد ماند، وجهان يکسره نوراني خواهد گشت.
بدان اميد که در سايه سار پرچم ظفر بخش او نظاره گر تلألوژمين از پرتو انوار پروردگارش باشيم وديده بجمال عدل مجسم روشن داريم وخداي را بر تحقق وعده هايش سپاس گوييم – انشاء الله -.
پاورقى:
(1) کتاب مقدّس، کتاب صفيناي نبي، ص 1363، باب 3، بندهاي 5 ـ 9.
(2) کتاب مقدّس، کتاب دانيال نبي، ص 1309، باب دوازدهم، بندهاي 1 ـ 12.
(3) کتاب مقدّس، انجيل متي، ص 41، باب 24، بندهاي 1 ـ 8، 23 ـ 28،29 ـ 37 و42 ـ 46.
(4) کتاب مقدّس، انجيل متي، ص 44، باب 25، بندهاي 31 ـ 34.
(5) انجيل متي، باب 19، بندهاي 28 و29.
(6) کتاب مقدّس، انجيل مرقس، ص 77، باب 13، بندهاي 1 ـ 9 و32 الي 37.
(7) کتاب مقدّس، انجيل لوقا، ص 116 باب 12، بندهاي 35 و36 و37 ـ 40.
(8) انجيل لوقا، باب 21، بندهاي 25 ـ 27.
(9) کتاب مقدّس، انجيل يوحنّا، ص 152، باب 5، بندهاي 26 ـ 28.
(10) کتاب مقدّس، مکاشفه يوحنّا، ص 408، باب 12، بندهاي 1 ـ 5 و7 ـ 10.
(11) کتاب مقدّس، مکاشفه يوحنّاي رسول، ص 417، باب 19، بندهاي 11 ـ 18.
(12) رساله پولس رسول به روميان، ص 252، باب 8، بند 18.
(13) رساله پولس رسول به روميان، ص 261، باب 15، بند 12.
(14) رساله اول پولس به تسالونيکيان، ص 330، باب 4، بندهاي 15 ـ 17.
(15) بحار الانوار، ج 52، ص 181.
(16) بشارات عهدين، ص 237.
(17) بشارات عهدين، استدراکات، بعد از مقدّمه چاپ دوّم، ص 10 و11.
(18) لمعات النور، ج 1 ص 23 ـ 25.
(19) لغتنامه دهخدا، ص 6469، ستون 1.
(20) بشارات عهدين، ص 243.
(21) بشارات عهدين، ص 258، به نقل از جاماسب نامه.
(22) او خواهد آمد، ص 108.
(23) همان، به نقل از جاماسب نامه، ص 121 و122.
(24) بحار الأنوار، ج 51 ص 164.
کانون امام مهدی ملکان