بشارت ظهور حضرت مهدي در زبور داوود
در زبور حضرت داود (عليه السلام) که تحت عنوان (مزامير) در لابلاي کتب (عهد عتيق) آمده، نويدهايي در باره ظهور حضرت مهدي (عليه السلام) به بيانهاي گوناگون داده شده است ومي توان گفت: در هر بخشي از (زبور) اشاره اي به ظهور مبارک آن حضرت، ونويدي از پيروزي صالحان بر شريران وتشکيل حکومت واحد جهاني وتبديل اديان ومذاهب مختلف به يک دين محکم وآيين جاويد ومستقيم، موجود است.
و جالب توجّه اين که، مطالبي که قرآن کريم در باره ظهور حضرت مهدي (عليه السلام) از (زبور) نقل کرده است عيناً در زبور فعلي موجود واز دست برد تحريف وتفسير مصون مانده است.
قرآن کريم چنين مي فرمايد:
(وَلَقَدْ کَتَبْنا فِي الزَّبورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الاَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصّالِحوُنَ).(1)
(ما علاوه بر ذکر (تورات) در (زبور) نوشتيم که (در آينده) بندگان صالح من وارث زمين خواهند شد).
مقصود از (ذکر) در اين آيه شريفه، تورات موسي (عليه السلام) است که زبور داود (عليه السلام)پيرو شريعت تورات بوده است.
اين آيه مبارکه از آينده درخشاني بشارت مي دهد که شرّ وفساد به کلّي از عالم انساني رخت بر بسته، واشرار وستمکاران نابود گشته اند، ووراثت زمين به افراد پاک وشايسته منتقل گرديده است. زيرا کلمه (وراثت وميراث) در لغت، در مواردي استعمال مي شود که شخص ويا گروهي منقرض شوند ومال ومقام وهمه هستي آنها به گروهي ديگر به وراثت منتقل شود.
به هر حال، طبق روايات متواتره اسلامي ـ از طريق شيعه وسنّي ـ اين آيه شريفه مربوط به ظهور مبارک حضرت مهدي (عليه السلام) مي باشد، وقرآن کريم اين مطلب را از زبور حضرت داود (عليه السلام) نقل مي کند، وعين همين عبارت در زبور موجود است. واينک متن زبور:
((9) زيرا که شريران منقطع مي شوند. امّا متوکّلان به خداوند، وارث زمين خواهند شد. (10) وحال اندکست که شرير نيست مي شود که هر چند مکانش را جستجو نمايي ناپيدا خواهد بود (11) امّا متواضعان وارث زمين شده از کثرت سلامتي متلذّذ خواهند شد (12) شرير بخلاف صادق افکار مذمومه مي نمايد، ودندانهاي خويش را بر او مي فشارد (13) خداوند به او متبسّم است چون که مي بيند که روز او مي آيد (14) شريران شمشير را کشيدند وکمان را چلّه کردند تا آن که مظلوم ومسکين را بيندازند، وکمانهاي ايشان شکسته خواهد شد (16) کمي صدّيق از فراواني شريران بسيار بهتر است. (17) چون که بازوهاي شريران شکسته مي شود وخداوند صدّيقان را تکيه گاه ا ست (18).
خداوند روزهاي صالحان را مي داند وميراث ايشان ابدي خواهد بود (19) در زمان (بلا) خجل نخواهندشد، ودر ايّام قحطي سير خواهند بود (20) لکن شريران هلاک خواهند شد، ودشمنان خداوند، مثل پيه برّه ها فاني بلکه مثل دود تلف خواهند شد; (22) زيرا متبرّکان خداوند، وارث زمين خواهند شد، امّا ملعونان وي منقطع خواهند شد (29) صدّيقان وارث زمين شده، ابداً در آن ساکن خواهند شد (34) به خداوند پناه برده، راهش را نگاهدار که تو را به وراثت زمين بلند خواهند کرد ودر وقت منقطع شدن شريران اين را خواهي ديد (38) امّا عاصيان، عاقبت مستأصل، وعاقبت شريران منقطع خواهند شد).(2)
در فصل ديگر مي فرمايد:
(… قومها را به انصاف داوري خواهد کرد. آسمان شادي کند وزمين مسرور گردد. دريا وپري آن غرش نمايند. صحرا وهر چه در آن است به وجد آيد. آنگاه تمام درختان جنگل ترنّم خواهند نمود به حضور خداوند. زيرا که مي آيد، زيرا که براي داوري جهان مي آيد. ربع مسکون را به انصاف داوري خواهد کرد. وقومها را به امانت خود).(3)
واز جمله در مزمور 72 در مورد پيامبر بزرگوار اسلام وفرزند دادگسترش حضرت مهدي (عليه السلام)، چنين مي فرمايد:
((1) اي خدا! شرع واحکام خود را به (ملک)، وعدالت خود را به (ملک زاده) عطا فرما (2) تا اين که قوم تو را به عدالت وفقراي تو را به انصاف حکم نمايد (3) به قوم کوهها سلامت وکويرها عدالت برساند (4) فقيران قوم را حکم نمايد، وپسران مسکينان را نجات دهد، وظالم را بشکند (5) تا باقي ماندن ماه وآفتاب دور به دور از تو بترسند (6) بر گياه بريده شده مثل باران ومانند امطار ـ که زمين را سيراب مي گرداند ـ خواهد باريد (7).
و در روزهايش صدّيقان شکوفه خواهد نمود، وزيادتي سلامتي تا باقي ماندن ماه خواهد بود (8) از دريا تا به دريا واز نهر تا به اقصي زمين سلطنت خواهد نمود (9) صحرا نشينان در حضورش خم خواهند شد ودشمنانش خاک را خواهند بوسيد (10).
ملوک طرشيش وجزيره ها، هديه ها خواهند آورد، وپادشاهان شبا وسبا پيشکشها تقريب خواهند نمود (11) بلکه تمامي ملوک با او کرنش خواهند نمود، وتمامي اُمم او را بندگي خواهند کرد (12) زيرا فقير را وقتي که فرياد مي کند ومسکين که نصرت کننده ندارد، خلاصي خواهد داد (13) وبه ذليل ومحتاج ترحّم خواهد فرمود وجانهاي مسکينان را نجات خواهد داد (14) جان ايشان را از ظلم وستم نجات خواهد داد، وهم در نظرش خون ايشان قيمتي خواهد بود (15) وزنده مانده از شبا به او بخشيده خواهد شد (16) در زمين به سر کوهها مشت غلّه کاشته مي شود که محصول آن مثل اسنان متحرّک شده، اهل شهرها مثل گياه زمين شکوفه خواهند نمود (17).
اسم او ابداً بماند، اسمش مثل آفتاب باقي بماند، در او مردمان برکت خواهند يافت، وتمامي قبايل او را خجسته خواهند گفت (19) بلکه اسم ذوالجلال او ابداً مبارک باد، وتمامي زمين از جلالش پر شود (20) دعاي داود پسر يسيّ تمام شد).(4)
بشارت ظهور حضرت مهدي در کتاب اشعياي نبي
در کتاب (اشعياي نبي) که يکي از پيامبران پيرو تورات است، بشارت فراواني در مورد ظهور حضرت مهدي (عليه السلام) آمده است که جهت استدلال به کتاب مزبور، نخست فرازي از آن بشارت ها را نقل نموده، وبرخي از نکات آن را توضيح مي دهيم تا معلوم شود که مسلمانان در باره عقيده به ظهور يک مصلح جهاني تنها نيستند، بلکه همه اهل کتاب در اين عقيده با مسلمانان اشتراک نظر دارند.
در فرازي از بشارت کتاب اشعيا چنين آمده است:
(ونهالي از تنه (يسيّ)(5) بيرون آمده، شاخه اي از ريشه هايش خواهد شکفت وروح خداوند بر او قرار خواهد گرفت. يعني روح حکمت وفهم وروح مشورت وقوّت وروح معرفت وترس خداوند وخوشي او در ترس خداوند خواهد بود وموافق رؤيت چشم خود، داوري نخواهد نمود وبر وفق سمع گوشهاي خويش، تنبيه نخواهد نمود; بلکه مسکينان را به عدالت داوري خواهد کرد وبه جهت مظلومان زمين به راستي حکم خواهد نمود… کمربند کمرش عدالت خواهد بود وکمربند ميانش امانت.
وگرگ با بره سکونت خواهد داشت وپلنگ با بزغاله خواهد خوابيد وگوساله وشير پرواري با هم وطفل کوچک آنها را خواهد راند وگاو با خرس خواهد چريد وبچه هاي آنها با هم خواهند خوابيد وشير مثل گاو کاه خواهد خورد، وطفل شير خواره بر سوراخ مار بازي خواهد کرد، وطفل از شير باز داشته شده، دست خود را بر خانه افعي خواهد گذاشت، ودر تمامي کوه مقدس من، ضرر وفسادي نخواهند کرد; زيرا که جهان از معرفت خداوند پر خواهد بود مثل آبهايي که دريا را مي پوشاند).(6)
منظور از (نهالي که از تنه يسيّ خواهد روييد) ممکن است يکي از چهار نفر از شخصيّت هاي بزرگ روحاني ورهبران عالي قدر بشر، حضرت داود، حضرت سليمان، حضرت عيسي وحضرت حجّت بن الحسن العسکري (عليهم السلام)باشند; ولي دقّت وبررسي کامل آيات فوق نشان مي دهد که منظور از اين نهال، هيچ يک از آن پيامبران نيست; بلکه همه آن بشارتها ويژه قائم آل محمّد (عليهم السلام)است; زيرا حضرت داوود وسليمان (عليهما السلام) فرزندان پسري يسيّ، وحضرت عيسي بن مريم (عليه السلام)نواده دختري وي، وقائم آل محمّد (عليه السلام)نيز از جانب مادرش جناب نرجس خاتون ـ که دختر يشوعا، پسر قيصر، پادشاه روم واز نسل حضرت داود، ومادرش از اولاد حواريون حضرت عيسي (عليه السلام) بوده، ونسب شريفش به شمعون صفا، وصيّ حضرت عيسي (عليه السلام) مي رسد ـ نواده دختري (يسيّ) مي باشد.
در فرازي از اين بشارت چنين آمده است: (موافق رؤيت چشم خود داوري نخواهد کرد وبر وفق سمع گوشهاي خود تنبيه نخواهد نمود) واين جمله، اشاره به حاکميت مطلق وحکومت عادلانه آن حضرت دارد که وي بر اساس حق وواقع، حکم مي کند ونيازي به شاهد وبيّنه ندارد واز کسي گواهي نمي طلبد چنان که در روايات اسلامي آمده است که: (يحکم بحکم داود ومحمّد (صلي الله عليه وآله وسلم)) يعني به حکم حضرت داود ودستور پيامبر (صلي الله عليه وآله وسلم) حکم مي کند وبا علم ودانش خدادادي خويش داوري مي نمايد.(7)
ودر فراز ديگري از آن بشارت آمده است که، در زمان حکومت حقه ودوران حکومت عدالت پيشه او (گرگ با بره سکونت خواهد داشت وپلنگ با بزغاله خواهد خوابيد… وگوساله وشير پرواري با هم، و… ضرر وفسادي نخواهند کرد)، اين جمله نشان مي دهد که در زمان ظهور مبارک آن موعود آسماني، عدل وداد آن چنان گسترش مي يابد که جانوران ودرندگان با هم سازش مي کنند ودر کنار يکديگر قرار مي گيرند وخوي بهيميّت ودرندگي را از دست مي دهند، وزيان وضرر به هيچ يک از موجودات نمي رسانند چنان که در اخبار واحاديث آمده است:
(وتَصْطَلِحُ فِي مُلْکِهِ السّباع، واصْطَلَحَتِ السِّباع، وتأمَنُ الْبَهائم).(8)
در حکومت او درندگان خوي توحش رها کرده وبا يکديگر سازش مي کنند وحيوانات اهلي احساس امنيت مي نمايند.
ودر آخرين فراز از بشارت مزبور آمده است: (جهان از معرفت خداوند پر خواهد بود مثل آبهايي که دريا را مي پوشاند)، اين مطلب نشانگر اين واقعيّت است که در عهد با سعادت آن موعود آسماني چنان تحوّل عظيم علمي وفرهنگي به وجود مي آيد که همه مردمان به خداي يگانه ايمان مي آورند. درهاي رشته هاي گوناگون علوم ودانش به روي انسانها گشوده مي شود، سطح معلومات بشري بالا مي رود، راهي را که بشريّت در طول تاريخ در هزاران سال پيش به دنبال آن بوده در زمان کوتاه مي پيمايد، عقلها کامل وانديشه ها شکوفا مي گردد، وکوته بيني ها وتنگ نظري ها از بين مي رود، وانسانها به کمال وبلوغ عقلي واخلاقي وانساني مي رسند وبه تمام ناکاميها، شکستها، ستمها، نادانيها وبدبختي ها پايان مي دهند، وزندگي شرافتمندانه تازه اي را آغاز مي نمايند.
در بشارت ديگري نيز در کتاب (اشعياء) در مورد ظهور قائم آل محمّد (عليه السلام)چنين آمده است:
(ودر ايّام آخر واقع خواهد شد… جميع اُمّتها به سوي آن روان خواهند شد… او اُمّتها را داوري خواهد نمود، وقومهاي بسياري را تنبيه خواهد کرد… اُمّتي بر اُمّتي شمشير نخواهد کشيد وبار ديگر جنگ را نخواهند آموخت).(9)
آنچه از اين بشارت فهميده مي شود اين است که پس از قيام شکوهمند مهدي موعود (عليه السلام) جميع اُمّتها به سوي او روي خواهند آورد. واو همه مردم جهان را از هر رنگ ونژادي که باشند وهر دين ومذهبي که داشته باشند در زير يک پرچم که دين اسلام وتوحيد باشد گرد خواهد آورد، وگروه بسياري را تنبيه خواهد نمود، ودر پرتو اجراي عدالتش، ودر ميان مردم به قضاوت داودي داوري خواهد نمود، وبر اساس حق وواقع قضايا را حل وفصل خواهد کرد، که سراسر گيتي را فرا خواهد گرفت ديگر اُمّتي بر اُمّتي شمشير نخواهد کشيد، وبار ديگر جنگ وخونريزي وناامني بر جهان حکمفرما نخواهد بود، وهمه مردمان در صلح، صفا، صميميّت وآسايش وآرامش در کنار هم زندگي خواهند نمود.
در فرازي از بشارت هاي کتاب اشعيا آمده که در زمان آن حضرت، عدالت اجتماعي برقرار خواهد گرديد وامنيّت عمومي به وجود خواهد آمد به گونه اي که مردم در صلح وصفا وصميميّت زندگي کنند وبهايم با هم سازش نمايند ودر کنار هم با آسودگي بياسايند:
(آنگاه انصاف در بيابان ساکن خواهد شد، وعدالت در بوستان مقيم خواهد گرديد. وعمل عدالت، سلامتي ونتيجه عدالت، آرامي واطمينان خاطر خواهد بود تا ابد الآباد. وقوم من در مسکن سلامتي ودر مساکن مطمئن ودر منزلهاي آرامي ساکن خواهند شد).(10)
در فراز ديگري از بشارت هاي کتاب اشعياي نبي آمده که در آن زمان، بساط ظلم وستم برچيده خواهد شد، وعدالت گسترش خواهد يافت، وفقر اقتصادي از ميان خواهد رفت ونيازمنديهاي مادي ومعنوي مردم تأمين خواهد گرديد، وهمگان به اخلاق حميده اسلامي آراسته خواهند شد، وپرده هاي ظلمت وتاريکي به کنار خواهد رفت، ومردمان در ناز ونعمت زندگي خواهند کرد:
(برگزيدگان من، از عمل دستهاي خود تمتّع خواهند برد، زحمت بيجا نخواهند کشيد، اولاد به جهت اضطراب نخواهند زاييد; زيرا که اولاد برکت يافتگان خداوند هستند وذريّت ايشان با ايشان اند. وقبل از آن که بخوانند من جواب خواهم داد، وپيش از آن که سخن گويند من خواهم شنيد. گرگ وبرّه با هم خواهند چريد، وشير مثل گاو کاه خواهد خورد، وخوراک مار خاک خواهد بود، خداوند مي گويد که در تمامي کوه مقدّس من، ضرر نخواهند رسانيد وفساد نخواهند کرد).(11)
بشارت ظهور حضرت مهدي در کتاب بوئيل نبي
در کتاب بوئيل نبي که از پيامبران پيرو تورات است، بشارت ظهور حضرت مهدي (عليه السلام) ونزول حضرت عيسي (عليه السلام) ومحاکمه اسرائيل در آن روز سرنوشت ساز، چنين آمده است:
(آن گاه جميع امّت ها را جمع کرده به وادي (يهوشافاظ)(12) فرود خواهم آورد ودر آن جا با ايشان درباره قوم خود وميراث خويش، اسرائيل (ر) محاکمه خواهم نمود، زيرا که ايشان را در ميان امّت ها پراکنده ساخته وزمين مرا تقسيم نموده اند وبر قوم من قرعه انداخته وپسري در عوض فاحشه داده ودختري به شراب فروخته اند تا بنوشند).(13)
ودر جاي ديگر از همين کتاب چنين آمده است:
(اي همه اُمّتها! بشتابيد وبياييد واز هر طرف جمع شويد اي خداوند شجاعان! خود را به آنجا فرود آور. اُمّتها بر انگيخته شوند. به (وادي يهوشافاظ) بر آيند; زيرا که من در آنجا خواهم نشست تا بر همه اُمّتهايي که به اطراف آن هستند داوري نمايم).(14)
ودر همين زمينه در کتاب (عاموس نبي) آمده است که مي گويد:
(بنابر اين، اي اسرائيل! به اين طور با تو عمل خواهم نمود، وچون که به اين طور با تو عمل خواهم نمود پس اي اسرائيل! خويشتن را مهيّا ساز تا با خداي خود ملاقات نمايي).(15)
اين فرازها ـ همچنان که ملاحظه مي شود ـ از نزول حضرت عيسي (عليه السلام) وداوري آن حضرت در (يوم الله ظهور) خبر مي دهند.
ودر همين رابطه، در کتاب (هوشيع نبي) در مورد بازگشت حضرت عيسي (عليه السلام)خطاب به قوم يهود آمده است:
(ومن براي افرايم(16) مثل شير وبراي خاندان يهودا (17) مانند شير ژيان خواهم بود. من خودم خواهم دريد ورفته خواهم ربود ورهاننده نخواهد بود.
من روانه شده به مکان خود خواهم برگشت تا ايشان به عصيان خود اعتراف نموده روي مرا بطلبند، در تنگي خود صبح زود مرا خواهند طلبيد).(18)
بشارت ظهور حضرت مهدي در کتاب زکرياي نبي
در کتاب زکرياي نبي ـ که يکي از پيامبران بزرگ بني اسرائيل واز انبياي پيرو تورات است، بشارت ظهور آن يگانه منجي عالم چنين آمده است:
(اينک روز خداوند مي آيد وغنيمت تو در ميانت تقسيم خواهد شد. وجميع اُمّتها را به ضدّ اورشليم براي جنگ جمع خواهم کرد، وشهر را خواهند گرفت وخانه ها را تاراج خواهند نمود، وزنان را بي عصمت خواهند کرد، ونصف اهل شهر به اسيري خواهند رفت، وبقيّه قوم از شهر منقطع خواهند شد.
وخداوند بيرون آمده با آن قومها مقاتله خواهد نمود چنان که در روز جنگ مقاتله نمود، ودر آخر آن روز پايهاي او بر کوه زيتون که از طرف مشرق به مقابل اورشليم است خواهد ايستاد… وآن يک روز معروف خداوند خواهد بود… ويَهْوه (خدا) بر تمامي زمين پادشاه خواهد بود. ودر آن روز يَهْوة واحد خواهد بود واسم او واحد).(19)
در اينجا لازم است اين نکته را توضيح دهيم که در کتب عهدين (يعني تورات وانجيل) کلمه (خداوند) بيشتر در مورد حضرت عيسي (عليه السلام) به کار مي رود، که در اينجا نيز چنين شده است. وجالب اين که در اين فراز بشارت که از تورات نقل کرديم، محل فرود آمدن حضرت عيسي ويوم الله بودن آن روز وجهاني شدن اسلام وسقوط رژيم اشغالگر قدس دقيقاً با روايات اسلامي مطابقت دارد.
البته بايد توجّه داشت که طبق آيات کريمه قرآن مجيد، مضمون اين پيشگوييها يکبار در دوران گذشته در زمان بخت النصر انجام گرفته ويکبار ديگر طبق وعده هاي صريح قرآن کريم ونويدهاي ظهور مبارک حضرت مهدي (عليه السلام) در (يوم الله ظهور)، انجام خواهد گرفت، ونخستين قبله مسلمانان براي هميشه از اشغال يهوديان رهايي خواهد يافت ودر تمامي جهان خداي يکتا را پرستش خواهد نمود، ودر تمامي نقاط زمين نداي دلنواز وحدت به گوش خواهد رسيد.
به هر حال، آنچه در اين فراز در مورد سرنوشت يهوديان مغرور آمده است دقيقاً با روايات اسلامي منطبق است; زيرا از احاديث چنين استفاده مي شود که ملّت يهود به علّت طغيان وسرکشي وفسادي که در زمين ايجاد مي کنند سرانجام تار ومار خواهند شد به گونه اي که حتّي يک نفر يهودي هم در فلسطين باقي نخواهد ماند.
اينک براي آن که به سرنوشت شوم وذلّت باري که طبق وعده الهي در انتظار قوم يهود وغدّه سرطاني اسرائيل غاصب است واقف شويم به برخي از رواياتي که در زمينه طغيان وسرکشي قوم يهود، وهلاکت ونابودي آنها در (بيت المقدس) وارد شده، اشاره مي کنيم:
سرنوشت يهوديان مغرور
ابن کثير دمشقي در کتاب (البداية والنهاية) در باره درگيري مسلمانان با يهود واين که اين درگيري هر روز شديد وشديدتر خواهد شد تا جايي که به پيروزي مسلمين ونابودي يهود منجر شود، در حديثي از پيغمبر اکرم نقل کرده است که فرمود:
(لا تقوم السّاعة حتّي يقاتل المسلمون اليهود، فيقتلهم المسلمون حتّي يختبئ اليهودي من وراء الحجر والشجر فيقول الحجر ـ أو الشجر ـ: يا مسلم! يا عبدالله! هذا اليهودي من خلفي، فتعال فاقتله، إلاّ الغرقد، فإنّه شجر اليهود).(20)
(قيامت بر پا نمي شود تا اين که مسلمانان با يهود به مبارزه برخيزند وآنها را بکشند تا جايي که اگر يک نفر يهودي در پشت سنگ يا درختي پنهان شود، آن سنگ يا درخت ـ به قدرت خداي تعالي به زبان آمده ـ بگويد: اي مسلمان! اي بنده خدا! اين که خود را پنهان کرده است يهودي است، بيا او را به قتل برسان. مگر درخت (غرقد) که درخت يهود است واز معرفي يهودي خودداري مي کند).
اخراج يهود از سرزمينهاي اسلامي
علاّمه مجلسي ـ اعلي الله مقامه ـ در کتاب نفيس (بحار الانوار) در باب رجعت، در اين مورد که يهود ونصاري از سرزمينهاي اسلامي اخراج خواهند شد در حديثي از اميرمؤمنان علي (عليه السلام)چنين نقل کرده است:
(عن عباية الأسدي قال: سمعت أميرالمؤمنين (عليه السلام) وهو متّکِئ وأنا قائم عليه: لأبنين بمصر منبراً منيراً، ولأنقضنّ دمشق حجراً حجراً، ولأخرجنّ اليهود والنّصاري من کلّ کور العرب، ولأسوقنّ العرب بعصاي هذه.
قال: قلت له: يا أمير المؤمنين! کأنّک تخبر أنّک تحيي بعد ما تموت!
فقال: هيهات يا عباية! ذهبت في غير مذهب، يفعله رجل منّي).(21)
(عبايه اسدي گويد: اميرالمؤمنين (عليه السلام) تکيه داده بود ومن بالاي سر آن حضرت ايستاده بودم، در اين هنگام شنيدم که فرمود: من در آينده در مصر منبري روشني بخش بنيان خواهم نمود، ودمشق را ويران خواهم نمود، ويهود ونصاري را از سرزمينهاي عرب بيرون خواهم راند، وعرب را با اين عصاي خود ـ به طرف حق ـ سوق خواهم داد.
عبايه مي گويد: من عرض کردم: يا امير المؤمنين! گويي شما خبر مي دهيد که بعد از مردن بار ديگر زنده مي شويد واين کارها را انجام مي دهيد!
فرمود: هيهات اي عباية! مقصود من از اين سخنان آن گونه که تو خيال کردي نيست; مردي از دودمان من اينها را انجام خواهد داد).
از جمله آخر اين حديث که حضرت فرموده است: (اين کارها را مردي از دودمان من انجام خواهد داد)، استفاده مي شود که مقصود از او شخص امام قائم وحجّت منتظر (عليه السلام) است.
صهيونيسم وتشکيل دولتي به نام اسرائيل
نويسنده کتاب (عقائد الاماميّه) در مورد قيام يهود در خاور ميانه وتشکيل دولتي به نام (اسرائيل) در سرزمين فلسطين، وبالاخره متلاشي شدن حکومت آنان، با شرکت اعراب ومسلمين به کمک يکديگر، وبه ويژه ارتش نيرومندي که از طريق عراق براي سرکوبي يهود عازم فلسطين مي شود. در حديث بسيار جامع وجالبي از اميرمؤمنان علي (عليه السلام) چنين نقل کرده است:
(قال أمير المؤمنين (عليه السلام): وستأتي اليهود من الغرب لإنشاء دولتهم بفلسطين.
قال النّاس: يا أبا الحسن! أنّي تکون العرب؟
أجاب (عليه السلام): أنذاک تکون مفکّکة القوي، مفکّکة العري، غير متکاتفة وغير مترادفة.
ثمّ سئل (عليه السلام): أيطول هذا البلاء؟
قال: لا، حتّي إذا أطلقت العرب أعنّتها ورجعت إليها عوازم أحلامها، عندئذ يفتح علي يدهم فلسطين، وتخرج العرب ظافرة وموحّدة، وستأتي النجدة من العراق، کتب علي راياتها القوّة، وتشترک العرب والإسلام کافّة لتخلّص فلسطين، معرکة وأيّ معرکة في جلّ البحر، تخوض النّاس في الدماء ويمشي الجريح علي القتيل.
ثمّ قال (عليه السلام): وستفعل العرب ثلاثاً، وفي الرابعة يعلم الله ما في نفوسهم من الثبات والإيمان، فيرفرف علي رؤوسهم النصر.
ثمّ قال: وأيم الله يذبحون ذبح النّعاج حتّي لا يبقي يهوديّ في فلسطين).(22)
(اميرمؤمنان (عليه السلام) فرمود: يهود براي تشکيل دولت خود در فلسطين، از غرب ـ به منطقه عربي خاور ميانه ـ خواهند آمد.
عرضه داشتند: يا اباالحسن! پس عربها در آن موقع کجا خواهند بود؟
فرمود: در آن زمان عربها نيروهايشان از هم پاشيده وارتباط آنها از هم گسيخته، ومتّحد وهماهنگ نيستند.
از آن حضرت سئوال شد: آيا اين بلا وگرفتاري طولاني خواهد بود؟
فرمود: نه، تا زماني که عربها زمام اُمور خودشان را از نفوذ ديگران رها ساخته وتصميمهاي جدّي آنان دوباره تجديد شود آنگاه سرزمين فلسطين به دست آنها فتح خواهد شد، وعربها پيروز ومتّحد خواهند گرديد، ونيروهاي کمکي از ـ طريق ـ سرزمين عراق به آنان خواهد رسيد که بر روي پرچمهايشان نوشته شده: (القوّة)(23) وعربها وساير مسلمانان همگي مشترکاً براي نجات فلسطين قيام خواهند کرد ـ وبا يهوديان خواهند جنگيد ـ وچه جنگ بسيار سختي که در وقت مقابله با يکديگر در بخش عظيمي از دريا روي خواهد داد که در اثر آن مردمان در خون شناور شده وافراد مجروح بر روي اجساد کشته ها عبور کنند.
آنگاه فرمود: وعربها سه بار با يهود مي جنگند، ودر مرحله چهارم که خداوند ثبات قدم وايمان وصداقت آنها را دانست هماي پيروزي بر سرشان سايه مي افکند.
بعد از آن فرمود: به خداي بزرگ سوگند که يهوديان مانند گوسفند کشته مي شوند تا جايي که حتّي يک نفر يهودي هم در فلسطين باقي نخواهد ماند).
بشارت ظهور حضرت مهدي در کتاب حزقيال نبي
در اين کتاب در مورد ظهور حضرت حجّت بن الحسن العسکري (عليهما السلام) وسرنوشت رژيم اسرائيل وجهاني شدن آيين توحيد، واجراي احکام وحدود الهي در آن عصر درخشان، چنين آمده است:
(… وامّا تو اي پسر انسان! خداوند يَهْوَه چنين مي فرمايد: که به هر جنس مرغان وبه همه حيوانات صحرا بگو: جمع شويد وبياييد ونزد قرباني من که آن را براي شما ذبح مي نمايم فراهم آييد. قرباني عظيمي که بر کوههاي اسرائيل، تا گوشت بخوريد وخون بنوشيد.
وخداوند يَهْوَه مي گويد: که بر سفره من از اسبان وسواران وجبّاران وهمه مردان جنگي سير خواهيد شد. ومن جلال خود را در ميان اُمّتها قرار خواهم داد وجميع اُمّتها داوري مرا که آن را اجرا خواهم داشت ودست مرا که برايشان فرود خواهم آورد، مشاهده خواهند نمود. وخاندان اسرائيل از آن روز وبعد، خواهند دانست که يَهْوَه خداي ايشان، من هستم. واُمّتها خواهند دانست که خاندان اسرائيل به سبب گناه خودشان جلاي وطن گرديدند; زيرا که به من خيانت ورزيدند).(24)
بايد توجّه داشت که منظور از (پسر انسان) مانند کلمه (مسيح)، حضرت عيسي (عليه السلام)نيست; بلکه مراد از آن، حضرت مهدي (عليه السلام)است، زيرا در انجيل بيش از 80 بار کلمه (پسر انسان) آمده است که تنها در 30 مورد آن حضرت مسيح (عليه السلام)اراده شده است.(25)
بشارت ظهور حضرت مهدي در کتاب حجّي نبي
در اين کتاب نيز که يکي از کتابهاي انبياي پيرو تورات است، بشارت ظهور حضرت (بقية الله) (عليه السلام) بدين گونه آمده است:
(يَهْوَه صبايوت چنين مي گويد: يک دفعه ديگر ـ وآن نيز بعد از اندک زماني ـ آسمانها وزمين ودريا وخشکي را متزلزل خواهم ساخت، وتمامي اُمّتها را متزلزل خواهم ساخت، وفضيلت جميع اُمّتها خواهد آمد… اين خانه را از جلال خود پر خواهم ساخت… جلال آخر اين خانه از جلال نخستينش عظيمتر خواهد بود، ودر اين مکان سلامتي را خواهم بخشيد).(26)
پاورقى:
(1) سوره انبياء، آيه 105.
(2) عهد عتيق، کتاب مزامير، مزمور 37، بندهاي 9 ـ 38.
(3) همان، مزمور 96، بندهاي 10 ـ 13، ص 1247، کتاب مقدّس.
(4) عهد عتيق، کتاب مزامير، مزمور 72، بندهاي 1 ـ 2، به نقل از بشارات عهدين، ص 248 وأنيس الاعلام، ج 5، ص 92، 93.
(5) يسيّ به معناي قوي، پدر حضرت داود ونوه (راعوت) است، وبه طوري مشهور بود که داود را پسر (يسيّ) مي ناميدند، در صورتي که خود داود شهرت وشخصيت عظيمي داشته واز پيغمبران بزرگ (بني اسرائيل) بوده است. (قاموس کتاب مقدس).
و اما (راعوت) زني است از (مؤاب) که سر زميني است در شرق درياي لوط، که با (يوغي) وصلت کرد واز او صاحب فرزندي بنام عويد ـ عويبد ـ شد که جدّ حضرت داود (عليه السلام) باشد. (لغت نامه دهخدا، حرف راء، ص 86).
(6) تورات، کتاب اشعياي نبي، باب 11، پندهاي 1 ـ 10، ص 1548، کتاب مقدّس.
(7) به بشارت دوم، عنوان هفتم، مراجعه فرماييد.
(8) بشارة الاسلام، ص 197، 247، منتخب الأثر، ص 474، مستدرک حاکم، ج 4 ص 514 وبحار الانوار، ج 52، ص 280، ح 6.
(9) تورات، کتاب اشعياي نبي، باب دوم، بندهاي 2 ـ 4.
(10) کتاب مقدّس، کتاب اشعياي نبي، ص 1046 باب 32، بندهاي 16 ـ 18.
(11) کتاب مقدّس، کتاب اشعياي نبي، ص 1090، باب 65، بندهاي 23 ـ 25.
(12) وادي يهوشافاظ، نام صحرايي در نزديکي بيت المقدّس است که اکنون وادي (قدرون) ناميده مي شود. (لغت نامه دهخدا، حرف قاف، قدرون، ص 177).
(13) کتاب مقدّس، کتاب بوئيل نبي، ص 1327، باب 3، بندهاي 2 و3.
(14) کتاب مقدّس، کتاب بوئيل نبي، ص 1328، باب 3، بندهاي 12 و13.
(15) کتاب مقدّس، کتاب عاموس نبي، ص 1333، باب 4، بندهاي 12 و13.
(16) افرايم: نام پسر دوم حضرت يوسف (عليه السلام) است.
(17) يهودا: نام پسر يعقوب وبرادر بزرگ يوسف از مادر ديگر به نام ليا ـ لاياليا ـ است، که حضرت داود وملوک بني اسرائيل وحضرت عيسي (عليه السلام) از نسل او مي باشند. (لغت نامه دهخدا، حرف ياء، يهودا).
(18) تورات، کتاب هوشع نبي، ص 1314، باب 5، بندهاي 14 و15.
(19) همان، کتاب زکرياي نبي، ص 1382، باب 14، بندهاي 1 ـ 10.
(20) البداية والنهاية، ابن کثير، ج 1، ص 143.
(21) بحار الانوار، ج 53، ص 59، ح 47 ـ معاني الاخبار، ص 407.
(22) عقائد الاماميّه، ج 1 ص 270.
(23) ظاهراً اين کلمه اشاره به همان آيه شريفه: (وَأَعِدُّوُا لَهُمْ مَّا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّة) مي باشد.
(24) کتاب مقدّس، کتاب حزقيال نبي، ص 1265، باب 39، بند 17 ـ 23.
(25) قاموس کتاب مقدّس، ماده (پسر خواهر)، ص 219.
(26) کتاب مقدّس، کتاب حجّي نبي، ص 1367، باب 2، بندهاي 6 ـ 9.
کانون امام مهدی ملکان